|
عنوان
|
بررسی تأثیر مشارکت و مسئولیت پذیری شهروندان بر رفتارهای حفاظت از محیط زیست ( مطالعه موردی شهر سنندج و کرکوک )
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
مشارکت شهروندان، مسئولیتپذیری، رفتار محیطزیست، پیمایش، کرکوک و سنندج
|
|
چکیده
|
محیطزیست بهعنوان بستر حیات بشری در عصر حاضر با مجموعهای گسترده از چالشها و بحرانهای پیچیده و فرامرزی مواجه است که مرزهای جغرافیایی و سیاسی را نادیده گرفته و بنیانهای حیات کره زمین را با تهدیدات جدی روبهرو کردهاند؛ پیامدها و هزینههای ناشی از این بحرانها برای نسلهای آینده سنگین و بازگشتناپذیر خواهد بود. کاهش آسیبها و بحرانهای محیطزیستی معاصر صرفاً از طریق اقدامات فناورانه یا برنامهریزیهای بالا به پایین ممکن نیست و مستلزم بازاندیشی ریشهای در رفتارهای فردی و اجتماعی، بهویژه در زمینه کنشهای جمعی مانند مشارکت و مسئولیت پذیری شهروندان نسبت به محیطزیست است. ادامه روند ناپایداری محیطزیستی نهتنها حیات اکولوژیکی، بلکه بنیانهای سیاستگذاری اجتماعی، عدالت اجتماعی، عملکرد دولت رفاه و انسجام ساختاری جوامع را نیز بهطور جدی متزلزل خواهد کرد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که «تا چه اندازه مشارکت و مسئولیتپذیری شهروندان در شهرهای سنندج و کرکوک میتواند رفتارهای حفاظتی از محیطزیست را تبیین و تقویت کند؟» چارچوب نظری پژوهش بر چهار نظریه اصلی مبتنی است: نظریه رفتار برنامهریزیشده آیزن بهعنوان ستون فقرات مدل، مدل رفتار مسئولانه محیطزیست هاینس و همکاران، نظریه فعالسازی هنجارهای شخصی شوارتز و نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو که هر یک از منظر خاص خود به عوامل مؤثر بر رفتارهای محیطزیست میپردازند. دادههای پژوهش با روش کمی و ابزار پرسشنامه گردآوری شد و نمونه آماری به روش تصادفی سیستماتیک و خوشهای چندمرحلهای انتخاب گردید. یافتهها نشان دادند که از 13 فرضیه پژوهش، 6 فرضیه مستقیم تأیید شدند، 5 فرضیه رد شدند و فرضیههای تعدیلگر تأیید شدند؛ فرضیههای میانجیگر تأیید نشدند. همچنین مشارکت اجتماعی و مسئولیتپذیری فردی شهروندان در سنندج و کرکوک دو عامل کلیدی در تبیین رفتارهای حفاظتی محیطزیست هستند و تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی همراه با تفاوت در سیاستگذاریهای محیطزیست موجب عملکرد متفاوت شهروندان شده است. این یافتهها نقش زمینههای اجتماعی-فرهنگی و ساختاری در شکلدهی رفتارهای محیطزیست را نشان میدهند و بیانگر آناند که ترکیب متغیرهای فردی و نهادی میتواند الگوهای متنوعی از کنشهای محیطزیست ایجاد کند. بهطور کلی، سنندج در شاخصهایی مانند آگاهی، نگرش، مسئولیتپذیری، مشارکت و رفتارهای محیطزیست عملکرد بهتری از خود نشان داد، در حالیکه کرکوک در مصرف فرهنگی و شرایط تسهیلکننده وضعیت مطلوبتری داشت. نتایج پژوهش تأکید میکند که دستیابی به پایداری محیطزیست تنها زمانی امکانپذیر است که سطح آگاهی عمومی ارتقا یابد، حس مسئولیت فردی تقویت شود و نهادهای اجتماعی و دولتی نقش تسهیلگر و حمایتکننده در تبدیل مشارکت به رفتار واقعی ایفا کنند. مصرف فرهنگی و دسترسی به منابع آموزشی نیز میتواند بهعنوان عامل تکمیلی در افزایش آگاهی و تقویت مشارکت مؤثر باشد؛ اما این نقش بهطور مستقل عمل نکرده و تحت تأثیر سطح آگاهی، نگرشهای فردی و شرایط نهادی قرار دارد، که نشاندهنده ضرورت تلفیق رویکردهای فردی و نهادی برای حفاظت مؤثر از محیطزیست است.
|
|
پژوهشگران
|
لقمان امامقلی (استاد راهنما)، هردی غازی طیفور بیبانی (دانشجو)، سعید خانی (استاد مشاور)
|