مشخصات پژوهش

صفحه نخست /روایت‌شناسی رمان بازی آخر ...
عنوان روایت‌شناسی رمان بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها روایت‌شناسی، بازی آخر بانو، بلقیس سلیمانی، زمان روایی، رویدادهای هسته‌ای، رویدادهای وابسته.
چکیده پژوهش حاضر با رویکرد روایت‌شناسی و با تکیه بر اقتضائات متن مورد مطالعه، به تحلیل رمان بازی آخر بانو اثر بلقیس سلیمانی پرداخته است. روش انجام پژوهش، توصیفی - تحلیلی است که با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که این رمان، با به‌کارگیری آگاهانه و متنوّع شگردهای زمانی، موفّق به خلق ساختاری پیچیده، چندلایه و معناساز شده است. استفادۀ حساب‌شده از شش گونه گذشته‌نگری برون‌داستانی، نه تنها ساختاری سیال و بازتاب ذهنیت راوی را نشان می‌دهد، بلکه پروژۀ هویت‌سازی یک زن و ماهیت ساختگی هر روایت را آشکار ساخته و خواننده را به مشارکتی فعّال در ساخت معنا فرامی‌خواند (بخصوص با توجّه به ساختار فراروایتی رمان). گذشته‌نگری‌های درون‌داستانی نیز، صرفاً تکنیکی توضیحی نیستند، بلکه به غنای روان‌شناختی شخصیت‌ها، انسجام طرح و تعمیق درونمایه‌هایی چون خشونت، حافظه و هویت یاری می‌رسانند. کاربرد غالب بسامد مفرد بر اصالت تجربۀ فردی هر راوی تأکید می‌گذارد، حال آنکه بسامد مکرّر با تکرار رویدادها از نگاه‌های مختلف، موتور محرکۀ روایت و سازندۀ شبکه‌ای پیچیده از حقیقت روانی، اجتماعی و متنی است. همچنین، حجم عظیم بسامد بازگو (تکرار رویدادهای عادتی)، جهانی ایستا و حلقه‌وار را بازمی‌نمایاند که شخصیت‌ها در چرخۀ رنج و الگوهای تکراری قدرت، گرفتار شده‌اند. این بسامد، هم فرم و هم محتوای اثر را شکل می‌دهد. تحلیل کمّی رویدادهای هسته‌ای و حجم روایی آن‌ها، نشان از کارکرد معناساز نوسان آگاهانۀ سرعت دارد. شتاب‌های مثبت (تلخیص) در نقاط عطف تراژیک (مانند ازدواج اجباری، زندان و جدایی از فرزند)، با ایجاد شوک و تعلیق، حس بی‌عدالتی را القا می‌کنند. در مقابل، شتاب‌های منفی (تکثیر) در بخش‌های مربوط به آرزوها، عشق و مبارزۀ شخصیت اصلی، فضایی برای همذات‌پنداری عمیق فراهم می‌سازند. این ریتم پویا، خواننده را میان پیش‌راندن سریع داستان و تأمل در رنج شخصیت‌ها قرار می‌دهد. در نهایت، پایان‌بندی فراداستانی رمان با سرعتی «ثابت»، کل این بازی پیچیدۀ روایی را به عنوان ساختاری آگاهانه و بازنمایانه افشا می‌کند و خواننده را به تأملی هستی‌شناختی دربارۀ ماهیت خودِ روایت و زندگی فرامی‌خواند. بنابراین، مطالعۀ زمان روایی در این رمان، کلیدی برای درک تمامیت ساختار، درونمایه و ایدئولوژی اثر است که در آن، تکنیک‌های روایی صرفاً ابزار نمایش نیستند، بلکه خود به موضوع تأمل بدل می‌شوند.
پژوهشگران هیوا حسن پور (استاد راهنما)، الینا میرزایی صلوات آباد (دانشجو)