|
عنوان
|
تحلیل تطبیقی گسستهای روایی در رمان مهمان مامان و فیلم اقتباسی از آن
|
|
نوع پژوهش
|
پایان نامه
|
|
کلیدواژهها
|
: روایتشناسی، گسست روایی، داستان مهمان مامان، هوشنگ مرادی کرمانی، داریوش مهرجویی، اقتباس سینمایی.
|
|
چکیده
|
گسست روایی به عنوان عنصری کلیدی در شکلدهی به ساختار روایت و هدایت فرآیند تفسیر مخاطب، در نظریههای روایتشناسی مدرن جایگاهی محوری دارد. این پژوهش، با تمرکز بر این مفهوم، به بررسی یکی از داستانهای مطرح ادبیات معاصر ایران و اقتباس سینمایی شاخص آن میپردازد تا از رهگذر مقایسهای نظاممند، به درکی ژرفتر از سازوکارهای روایی در دو رسانۀ متفاوت دست یابد. اقتباس سینمایی از متون ادبی، همواره با این پرسش بنیادین همراه است که آیا وفاداری به ساختار روایی اثر مبدأ، ضرورتی اجتنابناپذیر است و چگونه ماهیت رسانهای جدید بر بازنمایی مؤلفههای روایی کلیدی مانند «گسست» تأثیر میگذارد؟ این تحقیق درصدد است تا با محوریت داستان مهمان مامان و فیلم مهرجویی، به این پرسش پاسخ دهد که: گسستهای روایی به عنوان موتور محرّک تعلیق و تفسیر، در اثر نوشتاری مرادی کرمانی چگونه بازنمایی شدهاند و در فرآیند اقتباس به فیلم، چه دگردیسیها، حذفها یا اضافاتی را از سر گذراندهاند؟ این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. فرآیند تحلیل در سه مرحله انجام شد: 1) شناسایی و استخراج نظاممند گسستهای روایی از متن داستان و دستهبندی کمّی و کیفی آنها، 2) تحلیل چگونگی بازنمایی این گسستها و گسستهای جدید در فیلم با استفاده از ابزارهای سینمایی، 3) مقایسۀ تطبیقی دو اثر برای تبیین دلایل و نتایج دگردیسیهای روایی. این مطالعه از چند منظر حائز اهمیت است: نخست، با ارائۀ تحلیلی جزئینگر از گسستهای روایی در یک اثر ادبی شاخص، به غنای مطالعات روایتشناسی در ادبیات فارسی میافزاید. دوم، با تمرکز بر فرآیند اقتباس، درکی نظری از ترجمۀ بینارسانهای عناصر روایی ارائه میدهد که برای منتقدان، فیلمسازان و ادبیاتپژوهان سودمند است. سوم، خوانش تطبیقی این دو اثر، امکان درک لایههای پنهان معنایی در هر دو را فراهم میسازد و نشان میدهد چگونه یک هستۀ روایی واحد میتواند در بافتهای رسانهای متفاوت، تأثیرات زیباییشناختی و ایدئولوژیک متمایزی بیافریند. تحلیلها نشان داد که هر دو اثر حول یک گسست کلان و متمرکز (هویت مهمان و انگیزۀ پنهان خانواده) ساخته شدهاند که کارکردی هرمنوتیکی قوی دارد. با این حال، استراتژی بازنمایی گسستها به شدّت تحت تأثیر ماهیت رسانه است: الف) در متن مرادی کرمانی، گسستها عمدتاً پنهان، موقت و وابسته به زبان هستند. نویسنده با اقتصاد کلام و ایجاد ابهام، فضایی برای تخیل و تفسیر شخصی خواننده میگشاید و تنهایی و شکاف طبقاتی را به امری درونی و هستیشناختی تبدیل میکند. ب) در فیلم مهرجویی، گسستهای درونی متن، غالباً به تعلیقهای بیرونی و موقعیتهای دراماتیک تبدیل شدهاند. فیلم با تصریح بصری و اضافه کردن یک فراپیرنگ همبستگی اجتماعی (کمک گستردۀ همسایگان)، گسست فردی فقر و تنهایی را تا حد زیادی پُر میکند و در نتیجه، روایت را از تراژدی درونگرا به سمت درامی امیدوارانهتر با تأکید بر جمع سوق میدهد. پ) به طور کلی، میتوان گفت مرادی کرمانی از گسست برای کاوش در عمق تنهایی استفاده میکند، در حالی که مهرجویی از آن برای نمایش همبستگی و خلق درام جمعی بهره میبرد. این تفاوت، نه تنها ناشی از اقتضائات رسانه، بلکه بازتاب دهندۀ نگرش زیباییشناختی متمایز هر هنرمند نیز هست.
|
|
پژوهشگران
|
هیوا حسن پور (استاد راهنما)، رویا فریادرس (دانشجو)
|