کشورهای خاورمیانه به دلیل بهرهبرداری بیش از حد از منابع طبیعی با چالشهای زیستمحیطی جدی مواجه هستند. این مطالعه، ردپای اکولوژیکی را بهعنوان شاخصی از تخریب محیط زیست مورد بررسی قرار داده و عوامل مؤثر بر آن را در 14 کشور خاورمیانه طی سالهای 1990 تا 2022 تحلیل کرده است. بهمنظور در نظر گرفتن وابستگی فضایی در ردپای اکولوژیکی و عوامل تعیینکننده آن، از روش اقتصادسنجی فضایی استفاده شده است. نتایج حاصل از مقایسه مدلهای مختلف اقتصادسنجی فضایی نشان داد که مدل اثرات ثابت دوربین فضایی (SDM) مناسبترین مدل برای این مطالعه است. یافتههای مدل SDM وابستگی فضایی بین کشورهای مورد بررسی را تأیید کرده و نشان داده است که رفتار زیستمحیطی یک کشور بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر کشورهای همسایه قرار دارد. بر اساس نتایج، سرمایهگذاری مستقیم خارجی تأثیر معناداری بر افزایش تخریب محیط زیست نداشته و کسری اکولوژیکی را کاهش میدهد. در مقابل، صنعتیشدن، تولید ناخالص داخلی سرانه، و شهرنشینی تأثیرات مثبت و معناداری بر افزایش تخریب محیط زیست، هم بهصورت مستقیم و هم غیرمستقیم، دارند. این تأثیرات نهتنها در کشور میزبان بلکه در کشورهای مجاور نیز مشاهده شده است. همچنین، مصرف انرژی حاصل از سوختهای فسیلی بیشترین اثر مستقیم را بر تخریب محیط زیست داشته، درحالیکه اثر غیرمستقیم آن منفی برآورد شده است. این نتایج بر اهمیت در نظر گرفتن وابستگی فضایی میان کشورها در تحلیل مسائل زیستمحیطی و تدوین سیاستهای توسعه پایدار تأکید دارد. در نهایت، یافتههای این مطالعه نشان میدهند که گرچه سرمایهگذاری مستقیم خارجی در مقیاس کل تأثیرات منفی ندارد، اما مصرف سوختهای فسیلی بهویژه تأثیرات زیانآوری بر محیط زیست دارد. این وابستگی فضایی باعث میشود که تصمیمات محیط زیستی کشورهای منطقه نهتنها بر وضعیت داخلی خود بلکه بر کشورهای اطراف نیز اثر بگذارد. بنابراین، بهمنظور مقابله با چالشهای زیستمحیطی و ارتقای پایداری در این منطقه، ضروری است که سیاستها و برنامههای توسعه با در نظر گرفتن وابستگی فضایی و تعاملات منطقهای تدوین شوند.