پژوهش حاضر به بررسی تأثیر مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد سازمانی با نقش واسطه گرایش کارآفرینانه و تعدیلگری رهبری تحولگرا در شرکتهای شهرکهای صنعتی سنندج میپردازد. این پژوهش از منظر هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری دادهها پیمایشی میباشد. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان شرکتهای شهرکهای صنعتی سنندج بوده و روش نمونهگیری نیز در دسترس میباشد. ابزار گردآوری دادههای پژوهش، پرسشنامه استاندارد مبتنی بر طیف لیکرت بوده و از 164 پرسشنامه توزیع شده میان مدیران و کارشناسان شرکتها، 148 پرسشنامه جمعآوری گردید. روایی پرسشنامه از طریق روایی واگرا و همگرا و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرمافزار SmartPLS3و SPSS26 استفاده شدهاست. نتایج تحقیق بیانگر تأیید هر پنج فرضیه تحقیق میباشد. به این صورت که مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد و گرایش کارآفرینانه نیز بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر عملکرد سازمانی با در نظر گرفتن نقش واسطه گرایش کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری دارد و رهبری تحولگرا رابطه بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمانی را تقویت میکند. در نهایت میتوان بیان نمود، مدیریت استراتژیک منابع انسانی به عنوان یک رویکرد استراتژیک در مدیریت سازمانها، تأثیر قابل توجهی بر عملکرد سازمانی دارد. این رویکرد به منابع انسانی به عنوان یک دارایی استراتژیک نگاه کرده و تلاش میکند تا از طریق برنامهریزی و مدیریت بهینه منابع انسانی، عملکرد سازمانی را بهبود بخشد. گرایش کارآفرینانه نیز منجر به ایجاد فضایی برای نوآوری، خلاقیت و ظهور ایدههای جدید در سازمان میشود. با تأمین منابع انسانی مناسب و ایجاد فرهنگ سازمانی که ارائه ایدههای نوین را تشویق میکند، سازمان عملکرد بهتری خواهد داشت. همچنین، رهبری تحولگرا نقش مهمی در تقویت رابطه بین گرایش کارآفرینانه و عملکرد سازمانی دارد. رهبران تحولگرا با ارائه رهبری اثربخش و مشوق، میتوانند فرهنگ سازمانی را به سمتی هدایت کنند که گرایش کارآفرینانه را تقویت کند. آنها با ایجاد محیطی ایمن، ارائه ایدههای نو، خلاقیت، ریسکپذیری و نوآوری را ترویج میدهند.