1404/12/01
یحیی معروفی

یحیی معروفی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: Orcid.org/0000-0002-3034-0386
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H: 0
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: y.maroofi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
اعتبارسنجی مدل چهاربعدی قدرت برای برنامه‌ریزی استقلال دانشگاهی: یک مطالعه موردی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
برنامه‌ریزی آموزش عالی پویایی‌های قدرت مدل‌سازی چهاربعدی قدرت مطالعه موردی تحلیل عاملی اکتشافی
سال 1404
مجله مطالعات برنامه ریزی آموزشی
شناسه DOI
پژوهشگران کیوان قادری (Kayvan Ghaderi) ، خلیل غلامی ، یحیی معروفی

چکیده

هدف: تحلیل دقیق سازوکارهای حکمرانی در آموزش عالی، مستلزم فراتر رفتن از نگاه‌های تک‌ساحتی و توجه به ابعاد چندگانه و اغلب پنهان قدرت است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی، پیکربندی و اعتبارسنجی تجربی یک مدل چهاربعدی از قدرت (شامل ابعاد ساختاری، شبکه‌ای، گفتمانی و عاملیت) در میدان دانشگاهی ایران، با تمرکز بر مطالعه موردی دانشگاه کردستان، انجام پذیرفته است. روش‌شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (ترکیبی همزمان) انجام شد. داده‌های کمی از طریق پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته (پایایی 0.94) با مشارکت 163 نفر از کنشگران دانشگاهی (نمونه‌گیری هدفمند و در دسترس) گردآوری و با تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون‌های استنباطی تحلیل شد. یافته‌های کیفی حاصل از پرسش‌های باز نیز به روش تحلیل تماتیک واکاوی گردید. یافته‌ها: یافته‌های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، منجر به شناسایی چهار سازه اصلی قدرت (ساختاری، شبکه‌ای، گفتمانی و عاملیت) گردید که در مجموع، 70.55 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین می‌کنند. در میان این ابعاد، دو سازه ساختاری (با سهم 40.75٪) و شبکه‌ای (با سهم 14.25٪) به عنوان مسلط‌ترین ابعاد قدرت در میدان دانشگاهی ادراک شده‌اند. افزون بر این، نتایج تحلیل واریانس نشان داد که ادراک اعضای هیئت علمی از تأثیر این دو بعد، به نحوی معنادار، قوی‌تر از دانشجویان است. نتیجه‌گیری و پیشنهادها: نتایج نشان می‌دهد که در پی انسداد بوروکراتیک و ضعف عاملیت در دانشگاه، کنشگران به شبکه‌های روابط غیررسمی روی آورده‌اند. برای برون‌رفت از این دوگانگی، شفاف‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری و تمرکززدایی عملی از ساختار اداری ضرورت دارد. نوآوری و اصالت: نوآوری اصلی این پژوهش، در اثبات تجربی تمایز مفهومی و عملکردی قدرت شبکه‌ای از قدرت ساختاری، در بافت سازمانی ایران نهفته است. این یافته تبیین می‌کند که شبکه‌های غیررسمی نه امتداد ساختار رسمی، بلکه سازوکاری جبرانی در مواجهه با تصلب و ناکارآمدی بوروکراتیک هستند.