اقلیم کردستان عراق با بحران مزمن تأمین و توزیع انرژی الکتریکی مواجه است که با قطعیهای مکرر برق و وابستگی به بیش از 7000 ژنراتور خصوصی پرهزینه و آلاینده، پیامدهای منفی اقتصادی و زیستمحیطی به دنبال داشته است. محدودیتهای مالی و زمانی راهکارهای سمت عرضه، ضرورت بهرهگیری از مدیریت سمت تقاضا از طریق اصلاح الگوهای مصرف را برجسته میکند. این پژوهش با هدف ارزیابی اقتصادی اثربخشی مداخلات رفتاری در تشویق شهروندان به بهینهسازی مصرف انرژی الکتریکی طراحی شده است. چارچوب نظری مطالعه بر اقتصاد رفتاری و نظریه تلنگر استوار است که با ایجاد تغییرات هدفمند و غیرتحمیلی در (معماری انتخاب)، افراد را به سوی تصمیمگیریهای بهینه هدایت میکند. این پژوهش کاربردی، با رویکرد کمی و پیمایشی مقطعی، دادهها را از طریق پرسشنامه استاندارد با پایایی تأییدشده (ضریب آلفای کرونباخ 0.811) از اساتید و کارکنان دانشگاه سلیمانیه گردآوری کرده است. مداخلات مورد بررسی شامل هنجارهای اجتماعی (توصیفی و دستوری)، مسئولیتپذیری اجتماعی و بازخورد مصرف بودهاند که با استفاده از آزمون t تک نمونهای مورد ارزیابی قرار گرفتهاند که اثر این مداخلات با استفاده از آزمون رتبهبندی فریدمن رتبهبندی شدند و در نهایت نیز برای بررسی اثر گروههای دموگرافیک بر اثربخشی این مداخلات از آزمون Anova استفاده گردید. یافتهها نشان میدهند که پاسخدهندگان نگرش مثبتی به پذیرش این مداخلات دارند و این مداخلات بهطور معناداری تمایل به صرفهجویی در مصرف انرژی را افزایش میدهند. این مطالعه ظرفیت راهبردهای رفتاری کمهزینه را بهعنوان مکملی مؤثر در سیاستهای مدیریت سمت تقاضا تأیید میکند و به سیاستگذاران اقلیم کردستان توصیه مینماید با تلفیق انگیزههای درونی و هنجارهای اجتماعی با سیاستهای اقتصادی، اقداماتی در راستای کاهش مصرف انرژی، کاهش آلودگی و تقویت پایداری نظام انرژی انجام دهند.