ارتقای رفاه جامعه همواره به عنوان هدف نهایی در برنامههای توسعه پایدار و سیاستگذاریهای کلان اقتصادی مطرح بوده است. در این مسیر، نظام مالی نقش اساسی ایفا میکند و همانند جریان حیاتی برای اقتصاد عمل مینماید. این مطالعه به تبیین نقش نهادها و بازارهای مالی در تأثیرگذاری بر شاخص رفاه اجتماعی در ایران طی سالهای 1370 تا 1400 با استفاده از رگرسیون انتقال ملایم میپردازد و به ویژه بر جنبههای سهگانه نهادها و بازارهای مالی (یعنی عمق، دسترسی و کارایی) و اثرات غیرخطی آن بر رفاه اجتماعی تمرکز دارد. تأثیر نهادها و بازارهای مالی بر رفاه اجتماعی در دو مدل مجزا بررسی می شود. یافته ها حاکی از آن است که بین متغیرهای پژوهش در هر دو مدل رابطه غیرخطی و جود دارد و انتقال توابع در هر دو مدل بهصورت ملایم صورتگرفته است. برخلاف انتظار، توسعه نهادهای مالی تأثیر آماری معناداری بر رفاه اجتماعی در ایران نداشته است. این امر میتواند نشاندهنده این باشد که نهادهای مالی کارایی لازم برای تبدیل منابع پولی به مزایای رفاهی برای عموم مردم را ندارد. ولی توسعه بازارهای مالی در رژیم اول تأثیر مثبت و معناداری بر رفاه اجتماعی داشته است و در رژیم دوم تأثیر منفی و معناداری بر رفاه اجتماعی داشته است. بهعبارتدیگر با افزایش رفاه اجتماعی از اثر مثبت توسعه بازارهای مالی کاسته شده و به منفی تبدیل شده است. این یافته حاکی از آن است که نقش بازارهای مالی به شرایط کلان حاکم بر اقتصاد وابسته است و در برخی شرایط میتواند به تشدید نابرابریها بینجامد بنابراین میتوان دریافت که پیوند میان توسعه مالی و رفاه اجتماعی در ایران، از الگویی پیچیده و غیرخطی پیروی میکند.. باتوجهبه اینکه علیرغم گسترش کمی بخش مالی، مکانیسمهای انتقال آن به رفاه عمومی با اختلال مواجه است؛ بنابراین، سیاستگذاری نباید صرفاً بر گسترش کمّی این بخش متمرکز باشد، بلکه باید به دنبال اصلاح نهادی برای کارآمدسازی نهادهای مالی و تدبیر راهبردی برای هدایت اثرات بازارهای مالی در جهت بهبود رفاه اجتماعی باشد.