هدف: این پژوهش با هدف اصلی تعیین سطح سرگردانی علمی دانشجویان دانشگاه کردستان و شناسایی میزان همبستگی آن با دو متغیر تعامل استاد-دانشجو و اشتیاق تحصیلی انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کمّی و روش توصیفی-همبستگی انجام گرفت. با توجه به اهداف پژوهش کلیۀ دانشجویان در دانشگاه کردستان در سال 1403 (حدود 12000 نفر) جامعۀ آماری این مطالعه را تشکیل میدادند. نمونهگیری بهصورت تصادفی طبقهای انجام گرفت تا متغیرهای جنسیت، دانشکده و دورۀ تحصیلی را دربرگیرد که در مجموع 358 نفر دانشجو در تحقیق مشارکت کردند که شامل 214 دختر و 144 پسر بودند. از سه پرسشنامۀ اقتباسشده خارجی برای گردآوری دادهها استفاده شد. یافتهها: مقایسه میانگین ابعاد سه متغیر سرگردانیعلمی، تعامل استاد-دانشجو خارج از کلاس و اشتیاق تحصیلی بر اساس جنسیت شرکتکنندگان گویای نبود تفاوت معناداری بین میانگینهای ابعاد متغیرهای مذکور بود؛ درخصوص مؤلفۀ تعامل استاد-دانشجو خارج از کلاس درس، دانشجویان دختر میانگین بیشتری نسبت به دانشجویان پسر گزارش کردند. اما میانگین اشتیاق تحصیلی (مشغولیت) دانشجویان پسر بیشتر از همتایان دختر بود. نتیجهگیری: بررسی فرضیات دربارۀ عوامل مرتبط با سرگردانیعلمی دانشجویان نشان داد که تعامل استاد-دانشجو و مباحثه با افراد مختلف همبستگی مثبتی با میزان کاهش سرگردانیعلمی آنان داشت. گفتگو خارج از کلاس و بازخورد استادان به تکالیف دانشجویان نیز بهطور معناداری با کاهش سرگردانی همبستگی داشت و درصد قابلتوجهی از تغییرات را تبیین میکنند. فضای حمایتی واحدهای دانشگاه از تحصیل دانشجویان از دیگر عوامل مؤثر شناختهشده برکاهش سرگردانیعلمی دانشجویان بود. مشغولیت بیشتر دانشجویان در فرایندهای یادگیری و فعالیتهای علمی هفتگی نیز بهطور مثبت و معناداری با کاهش سطح سرگردانیعلمی آنان همبستگی داشت.