این پژوهش با واکاوی روایتهای مدیران مدارس از تجربیات زیسته خود و کنشهای آنها در پی شناسایی و بررسی تعارضات مدیران هنگام تصمیمگیریهای مدیریتیشان است. پژوهش کنونی از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکردی، کیفی است و با روش تحقیق روایتپژوهی انجام شد. با روش نمونهگیری ملاکمحور 9 مورد از مدیران مدارس شهر سنندج بهعنوان مشارکتکنندگان در پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. در این پژوهش، برای تحلیل روایتهای مدیران مدارس از روش «تحلیل مضمون» در چارچوب روایتپژوهی استفاده شده است. دادههای حاصل از مصاحبههای نیمهساختیافته ابتدا با توصیف روایتگران، کدگذاری موضوعی شدند و سپس مضامین کلیدی مرتبط با تعارضهای تصمیمگیری، راهبردهای برونرفت و معیارهای توجیه تصمیم استخراج گردید. تحلیل در دو سطح درونموردی و بینموردی انجام شد تا هم الگوهای تکرارشونده و هم تفاوتهای زمینهای میان مدیران آشکار شود. برای افزایش اعتبار تحلیل، از راهبردهایی مانند بازبینی مشارکتکنندگان، مثلثسازی دادهها و یادداشتبرداری تحلیلی بهره گرفته شد. این روش امکان داد تا تجربه زیسته مدیران در مواجهه با موقعیتهای تعارضآمیز صورتبندی شد. یافتهها نشان داد که موقعیتهای تعارضآمیز تصمیمگیری در مدارس عمدتاً در سه دسته قرار میگیرند: تعارض میان منطق فنی و قانون (مانند اجرای آییننامههای انضباطی در شرایط خاص دانشآموزان)، تعارض میان قانون و اخلاق (مانند الزام به گزارش موارد خاص در برابر حفظ کرامت دانشآموز)، و تعارض میان منطق فنی و اخلاق (مانند تخصیص منابع به برنامههای پربازده در برابر عدالت آموزشی). مدیران برای مواجهه با این موقعیتها از راهبردهایی چون تفسیر خلاقانه مقررات، تعلیق زمانمند تصمیم، مذاکره چندسطحی با ذینفعان، توزیع مسئولیت تصمیمگیری، و مستندسازی برای پاسخگویی بهره میگیرند. تحلیل بینموردی نشان داد که نوع مدرسه، بافت فرهنگی-اجتماعی، و میزان استقلال مدیریتی بر نوع تعارض و راهبرد انتخابی اثرگذار است. همچنین، معیارهای توجیه تصمیم از منظر مدیران شامل اتکای مبتنی بر شواهد، انصاف، پیامدهای بلندمدت تربیتی، و حفظ سرمایه اعتماد مدرسه بودند. نتیجهگیری پژوهش بر آن است که تصمیمگیری در مدرسه، کنشی معناسازانه، چندمنطقی و زمینهمند است که نیازمند چارچوبهای انعطافپذیر، زبان مشترک برای گفتوگو، و برنامههای توانمندسازی مبتنی بر تجربه زیسته مدیران است.