1405/03/20
مرتضی جوانمردی صاحب

مرتضی جوانمردی صاحب

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.javanmardis [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن: 08733664196
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
عدالت کیفری از منظرگاه نیچه: گفتمان اراده معطوف به قدرت در برابر نظام کیفری
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
عدالت کیفری- اراده معطوف به قدرت-ابرانسان
سال 1404
پژوهشگران محمد حسین نظری(دانشجو)، کاوه پولادی(استاد راهنما)، مرتضی جوانمردی صاحب(استاد مشاور)

چکیده

پژوهش حاضر با رویکردی انتقادی-فلسفی به واکاوی بنیان‌های عدالت کیفری از منظر اندیشه‌های فریدریش نیچه می‌پردازد. نیچه با نفی اخلاق متافیزیکی و بازتعریف مفاهیمی چون قدرت، اخلاق، مجازات و قانون، چشم‌اندازی رادیکال به ساختار عدالت می‌گشاید؛ چشم‌اندازی که در آن، عدالت نه عرصه‌ای برای تحقق برابری صوری و اخلاق انتقام‌جویانه، بلکه میدان تقابل و تمایز نیروها و اراده‌هاست. در این چارچوب، عدالت کیفری سنتی که مبتنی بر اصولی چون مجازات متقابل، شخصی‌بودن مسئولیت، منزلت انسانی و دادرسی منصفانه است، در پرتو اخلاق بردگان، به ساختاری سرکوبگر، ایستا و متکی بر نظم ظاهری بدل شده‌است. در مقابل، نیچه با تکیه‌بر اراده معطوف به قدرت، ابرانسان، و اخلاق والاتباران، افقی نو برای بازاندیشی عدالت می‌گشاید: عدالت کیفری معطوف به قدرت. در این نظام، مجرم نه فاعل اخلاقی، بلکه نقطه تلاقی نیروهای متضاد است؛ مجازات، نه مکافات گناه، بلکه بازیابی تعادل قدرت‌هاست؛ و قانون، دیگر فرمان عقل یا قرارداد اجتماعی نیست، بلکه جلوه‌ای از خواست سلطه و آفرینش ارزش‌هاست. در چنین نگاهی، دادرسی منصفانه، مجازات، و حتی اصل قانونی‌بودن باید بازتعریف شوند. ابرانسان، به مثابه قانون‌گذار و آفریننده، نظام کیفری را از اخلاق‌زدگی، یکسان‌سازی و انفعال می‌رهاند و آن را به نظمی زاینده، هنری و خلاق بدل می‌سازد. بدین‌سان، عدالت کیفری نه پایان، بلکه گرانی گاهی برای آفرینش، تمایز و تعالی می‌گردد؛ نظمی که در آن، اراده به قدرت، جایگزین اراده به اطاعت می‌شود.