1404/10/18
کیومرث حبیبی

کیومرث حبیبی

مرتبه علمی: استاد
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده هنر و معماری
اسکولار:
پست الکترونیکی: k.habibi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن: 087336646004367
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
توسعه مجدد روستا‌شهر با کمک شبکه‌بندی اندام‌های آبی ( رودها و چشمه‌ها) نمونه موردی : ناحیه منفصل شهری نایسر
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
شبکه اکولوژیکی، طراحی منظر پایدار، هویت فضایی، رودها و چشمه‌ها، رویکرد کوین لینچ، نایسر.
سال 1404
پژوهشگران آمانج قهرمانی(دانشجو)، نینا خلیقی(استاد راهنما)، کیومرث حبیبی(استاد راهنما)

چکیده

روند گسترش کالبدی و جمعیتی سکونتگاه‌های پیرامونی در سال‌های اخیر، ناحیه نایسر را با چالش‌های پیچیده‌ای در ابعاد محیط‌زیستی، اجتماعی و هویتی مواجه ساخته است. در این میان، عناصر آبی همچون رودها و چشمه‌ها واجد نقشی دوگانه‌اند: از یک سو به‌عنوان زیرساخت‌های اکولوژیکی و تنظیم‌کننده پایداری محیطی، و از سوی دیگر به‌مثابه مؤلفه‌های خوانایی و هویت‌بخش در سازمان فضایی شهر. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش شبکه‌بندی عناصر آبی در بازتعریف هویت فضایی نایسر و ارائه دستورالعمل طراحی منظر اکولوژیکی مبتنی بر رویکرد لینچ انجام پذیرفت. روش‌شناسی تحقیق بر مبنای رویکرد کمی طراحی گردید. در بخش کمی، داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری و با بهره‌گیری از تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) در نرم‌افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد رودها قابلیت تعریف به‌عنوان مسیرهای سبز اکولوژیکی، چشمه‌ها به‌عنوان گره‌های اجتماعی–محیطی و بستر رودها به‌عنوان لبه‌های اکولوژیکی را دارند. همچنین نتایج تحلیل عاملی سه مؤلفه اصلی شامل: پایداری زیست‌محیطی، حفاظت از منابع بومی، و هم‌راستایی طراحی با بستر طبیعی را به‌عنوان سازه‌های اثرگذار در کیفیت منظر و هویت مکانی نایسر شناسایی کرد. بر این اساس، راهنمای طراحی منظر شبکه اکولوژیکی نایسر در قالب چک‌لیستی نظام‌مند و در ۱۳ محور اصلی تدوین گردید که شامل اصولی نظیر: ساماندهی کریدورهای سبز، حفاظت از حریم آبی، احیای لکه‌های سبز رهاشده، تلفیق کارکردهای اجتماعی–فرهنگی در گره‌های آبی و به‌کارگیری مصالح و گونه‌های گیاهی بومی می‌باشد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که تلفیق شبکه آبی و سبز در نایسر علاوه بر ارتقای کیفیت محیط زیست شهری، توان بازآفرینی تصویر ذهنی ساکنان، تقویت تاب‌آوری اجتماعی–اکولوژیکی و تثبیت هویت فضایی– منظریناحیه را داراست. این رویکرد می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی و مداخلات طراحی در جهت توسعه پایدار سکونتگاه‌های مشابه قرار گیرد.