هدف از این پژوهش بازنمایی تجارب رهبری سیاسی و مهارتهای مرتبط با آن توسط مدیران مدارس می باشد. رویکرد پژوهش از نوع آمیخته- اکتشافی میباشد. در بخش کیفی با روش پژوهش پدیدارشناسی و ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند جهت جمعآوری دادهها استفاده شد. مشارکتکنندگان در بخش کیفی 27 نفر از مدیران مدارس شهر سنندج در نواحی یک و دو با داشتن تجربه رهبری سیاسی در سال تحصیلی 1403-1404 بودند که به صورت هدفمند انتخاب و فرآیند جمعآوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. نتایج پژوهش در بخش کیفی در سه بخش(چیستی، چرایی و چگونگی) رهبری سیاسی با روش تحلیل مضمون بررسی گردید. مضامین استخراج شده در بخش "چیستی" شامل رهبری سیاسی (به مثابه کنشی استراتژیک، به مثابه فرایند نهادینهسازی فرهنگ، به مثابه مسئولیتی اجتماعی، به مثابه منبع قدرت، به مثابه شبکهای ساختارمند، به مثابه سائق تغییرات، به مثابه فرایند دانشورزی، به مثابه مسئولیتی قانونی)؛ در بخش "چرایی" رهبری سیاسی شامل(تأثیرگذاری بر تصمیمات آموزشی، بهبود موقعیت اقتصادی مدرسه، مدیریت بحرانها و دشواریها، کنشگری فراتر از مدیریت، تحول آفرینی)؛ و در بخش "چگونگی" رهبری سیاسی شامل(ایجاد شبکه ی ارتباطی، راهبردهای همیاری و مشارکت، دیجیتالیزه کردن بستر یادگیری، ایمن سازی جو مدرسه) بود. روش پژوهش در بخش کمّی، توصیفی- پیمایشی بود. ابزار پژوهش، در این بخش، پرسشنامه محققساخته، شامل 17 زیر بخش بود و محتوای آن برگرفته از یافته های بخش کیفی و همچنین ادبیات موضوع بود که هر کدام بخشی از تجارب رهبری سیاسی مدیران را بازنمایی میکرد؛ ضریب پایایی بدست آمده با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 884/0 بود. جامعه آماری در این بخش شامل تمامی مدیران نواحی یک و دو سنندج در سه مقطع(ابتدایی، متوسطه اول، متوسطه دوم) بودند که به روش نمونهگیری همهشماری به تعداد 252 انتخاب و در این پژوهش مشارکت داشتند. برای تجزیه تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS ورژن 24 برای انجام تحلیل عاملی اکتشافی و آمارههای توصیفی و استنباطی (آزمون غیرپارامتریک فریدمن، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس یک راهه) و نرم افزار AMOS ورژن 24 برای انجام تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. نتایج آزمون فریدمن نشان داد در بخش "چیستی" رهبری سیاسی؛ به مثابه منابع قدرت بیشترین و رهبری سیاسی به مثابه مسئولیت قانونی کمترین اهمیت؛ در بخش "چرایی" بهبود موقعیت اقتصادی مدرسه بیشترین و مدیریت بحران کمترین اهمیت و در نهایت در بخش "چگونگی" رهبری سیاسی؛ راهبرد همیاری و مشارکت بیشترین و ایمن سازی جو مدرسه کمترین اهمیت را از دیدگاه مدیران داشته اند. نتایج آزمون tمستقل نشان داد که در بخش "چیستی" رهبری سیاسی ابعاد منابع قدرت، شبکه ساختارمند و مسئولیت قانونی؛ در بخش "چرایی" بهبود موقعیت اقتصادی و مدیریت بحران؛ و در بخش "چگونگی" ایجاد شبکه قدرتمند و راهبرهای همیاری و مشارکت تفاوت معناداری بین مدیران زن و مرد در مولفه های رهبری سیاسی وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه نشان داد که در بخش "چیستی" رهبری سیاسی ابعادِ به مثابه کنش استراتژیک و سائق تغییرات؛ در بخش "چرایی" ابعادِ تاثیر گذاری بر تصمیمات آموزشی و تحول آفرینی؛ و در بخش "چگونگی" ابعادِ ایجاد شبکه قدرتمند و دیجیتالیزه کردن بستر یادگیری تفاوت معناداری میان مدیران بر اساس سطح تحصیلات وجود دارد.