1404/11/09
جمال سلیمی

جمال سلیمی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: j.salimi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
پدیدارنگاری فهم و ادراک معلمان از مفاهیم برنامه درسی و برنامه‌ریزی درسی
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجلات علمی
کلیدواژه‌ها
برنامه درسی، برنامه ر یزی درسی،پدیدارنگاری، معلمان ابتدایی
سال 1404
مجله برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور
شناسه DOI
پژوهشگران جمال سلیمی ، عهدیه قبادی ، علی امینی باغ

چکیده

هدف: مروزه مفهوم برنامه درسی و برنامه‌ریزی درسی وسیع‌تر از تهیه و تدوین رئوس مطالب درسی است و آن عبارت است از پیش‌بینی کلیه فعالیت‌هایی است که دانش‌آموزان تحت رهبری و هدایت معلم در مدرسه (آگاهی خارج از آن) برای رسیدن به هدف‌های معین باید انجام دهند. از این رو هدف از انجام این پژوهش مطالعه انگاره، فهم و ادراک معلمان از مفهوم «برنامه درسی» و «برنامه‌ریزی درسی» و ارائه یک مدل مفهومی بود. روش: رویکرد پژوهش کیفی و راهبرد آن پدیدارنگاری است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و میدان پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان بوکان بودند. مشارکت‌کنندگان 12 نفر از معلمان زن و مرد بودند که به شیوه نمونه‌ هدفمند انتخاب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌ نیمه‌ ساختاریافته عمیق بود. جهت تحلیل داده‌ها از فرآیند سه مرحله‌ای کدگذاری، باز، محوری و اصلی (انتخابی) استفاده به عمل آمد. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق حاکی از آن بود که ادراک و انگاره معلمان نسبت به مفهوم «برنامه درسی» شامل برنامه درسی به‌عنوان یک چارچوب رسمی و الزام‌آور؛ برنامه درسی به‌عنوان یک راهنمای کلی و قابل انعطاف؛ برنامه درسی به‌عنوان یک چالش اجرایی؛ برنامه درسی به‌عنوان یک تجربه زیسته در کلاس درس؛ برنامه درسی به‌عنوان سند رسمی (محتوا و اسناد رسمی مصوب)، برنامه درسی پنهان، برنامه درسی به‌عنوان یک سازه فلسفی و اجتماعی و برنامه درسی به‌عنوان یک سازه شناختی و یادگیری بود. همچنین انگاره و ادراک آن‌ها نسبت به مفهوم برنامه‌ریزی درسی شامل فهم برنامه‌ریزی درسی به عنوان یک فرایند ساختاریافته؛ برنامه‌ریزی درسی بعنوان تجربیات عملی و یادگیری کسب شده، برنامه‌ریزی درسی بعنوان نقشه راه آموزشی، برنامه‌ریزی درسی بعنوان فرایند سازماندهی محتوا، برنامه‌ریزی درسی به‌عنوان طراحی راهبردهای تدریس، برنامه‌ریزی درسی بعنوان مدیریت زمان و منابع، برنامه‌ریزی درسی بعنوان توجه به نیازهای یادگیرندگان، برنامه‌ریزی درسی بعنوان فرایندی پویا و با نگرش، برنامه‌ریزی درسی بعنوان یک فرایند شناختی و تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی درسی بعنوان یک فرایند تعاملی و اجتماعی بود. نتیجه‌گیری: در نتیجه باید اذعان داشت معلمان با توجه به تجربیات عملی و تعاملات خود در محیط آموزشی، درک عمیق و چندبعدی از مفاهیم برنامه درسی و برنامه‌ریزی درسی دارند. این درک‌ها نه‌تنها بر اساس اسناد و چارچوب‌های رسمی، بلکه بر پایه تجربیات زیسته و نیازهای واقعی کلاس درس شکل گرفته است.