تربیت اقتصادی تنها انتقال مهارتهای مالی نیست، بلکه نوعی آگاهیبخشی انتقادی است برای فهم نسبت انسان با ثروت، کار و مسئولیت در جهان اجتماعی. در این معنا، ما نه صرفاً مصرفکننده یا تولیدکننده، بلکه کنشگرانی هستیم که باید بتوانیم از خلال انتخابهای اقتصادی خود، معنا، عدالت و زیستپذیری را در جامعه تقویت کنیم. مطالعه حاضر با هدف واکاوی مفهوم تربیت اقتصادی از منظر اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان انجام شد. با توجه به ماهیت پدیدارشناسانه موضوع و ضرورت فهم عمیق تجربهها و ادراکات مشارکتکنندگان، پارادایم معرفتشناسی تفسیری و رویکرد کیفی اتخاذ گردید. روش پدیدارنگاری بهعنوان راهبرد پژوهش انتخاب شد تا امکان تبیین و استخراج معنای زیسته استادان از این مفهوم فراهم شود. مشارکتکنندگان شامل 15 نفر از استادان دانشکده علوم انسانی دانشگاه کردستان در رشتههای مختلف بودند که به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و با آنها مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت. تحلیل دادهها نشان داد که از منظر استادان دانشگاه، تربیت اقتصادی در دانشگاه با پنج چالش اساسی مواجه است: برنامه درسی منسوخ، فقدان رویکرد فرارشتهای، بیتوجهی به اقتصاد رفتاری، نابسندگی آگاهی نسبت به جهانیشدن و کمبود آمادگی شغلی فراگیران. همچنین هفت راهکار برای غلبه بر این چالشها پیشنهاد شد که شامل: توسعه جامعالابعاد دانشکدهای، ایجاد مکانیسم بازخوردگیری پیوسته، گسترش آموزشهای فرارشتهای، نوگرایی در شیوههای تدریس، پایبندی به اصول انسانساز، تقویت بینش اقتصادی و باور مالی، و ارتقای دسترسپذیری آموزشی بود.