این پژوهش با هدف واکاوی مفهوم هوشمندسازی سیاستی در آموزش عالی از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان انجام شده است. از این رو، پارادایم معرفتشناسی تفسیری با رویکرد کیفی و به طور خاص از راهبرد پدیدارنگاری استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق را استادان دانشگاه کردستان در رشتههای مختلف علمی تشکیل داده است. و برای تعیین نمونه آماری از روش نمونهگیری هدفمند ملاکمحور استفاده گردیده است. گردآوری دادهها با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شده است که تا رسیدن به مقوله اشباع نظری، با 16 نفر از نمونههای پژوهش ادامه یافتهاند. همچنین جهت اعتبارسنجی دادههای تحقیق از 3 شاخص تأییدپذیری، باورپذیری و اطمینانپذیری استفاده شده است. برای تجزیهوتحلیل دادههای گردآوری شده از شیوه کدگذاری دو مرحلهای نظری (باز و محوری) بر مبنای رهیافت ظاهرشونده بانی گلیزری استفاده گردیده است. یافتههای تحقیق نشان داد که پنج مؤلفه هوشمندسازی سیاستی در آموزش عالی از دیدگاه اساتید دانشگاه شامل آموزش مبتنی بر مهارتهای نرم، آیندهنگاری فناورانه، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد، مدیریت یادگیری شخصیسازیشده و تحلیل بازار کار میباشد. همچنین 7 مورد از آثار و نتایج هوشمندسازی سیاستی در آموزش عالی شامل تدریس و آموزش مبتنی بر مهارتورزی، نوآوری در فرآیند پژوهش، تربیت نسل جدید رهبران زیستمحیطی، توسعه شبکهسازی فارغالتحصیلان با دانشگاه، بهبود آثار اقتصادی علم، تقویت برندسازی دانشگاه و توسعه فرهنگ یادگیری مادامالعمر میباشند.