تجدید ساختار صنعت برق از یک سو و توسعه منابع انرژی گسترده از سوی دیگر باعث به وجود آمدن دو بازیگر جدید شامل خردهفروشها و بهرهبرداران ریزشبکهها در سطح شبکههای توزیع شده است. خردهفروشها انرژی الکتریکی را از بازارهای انرژی خریداری و با تعیین استراتژیهای متفاوتی به بازیگران موجود در سطح شبکه توزیع میفروشند. همچنین ریزشبکهها با بهرهبرداری بهینه از منابع انرژی گسترده و تعامل با خردهفروشها تلاش میکنند که بار مصرفی تحت مدیریت خود را با کمترین هزینه تأمین کنند. ریزشبکهها همچنین دارای پتانسیل فراهم کردن رزرو برای شبکه هستند که این مسئله نیز چالشهای ارتباط بین خردهفروشها و ریزشبکهها را افزایش میدهد. به همین منظور، در این مقاله مسئله تصمیمگیری خردهفروشها و ریزشبکهها در چارچوب یک مسئله بهینهسازی دوسطحی مدل شده است. خردهفروش به عنوان رهبر و ریزشبکهها به عنوان پیرو مدل شدهاند. در این تعامل یک بازار انرژی و رزرو محلی بین خردهفروش و ریزشبکهها شکل میگیرد. در مسئله دوسطحی ارائه شده ابتدا خردهفروش درباره قیمتهای محلی انرژی و رزرو تصمیمگیری خواهد کرد و ریزشبکهها براساس آن درباره میزان توان مبادله شده با آن تصمیم خواهند گرفت. این تعامل تا زمانیکه به نقطه تعادل نش مسئله دست پیدا کنیم ادامه پیدا خواهد کرد. برای تکسطحی کردن و خطیسازی مسئله بهینهسازی دوسطحی ارائه شده، از روش کروش - کان - تاکر و تئوری دوگان استفاده شده است. نتایج ارائه شده به خوبی کارای مدل به منظور تعامل میان خردهفروش و ریزشبکهها را نشان میدهد.