نظریهی استعارهی مفهومی از نظریات مهم زبانشناسی شناختی میباشد. بر اساس این نظریه، استعاره تنها یک ویژگی زبانی نیست، بلکه دربرگیرندهی حوزهی گستردهای از قلمروهای ذهنی بشر است. استعاره دیدگاه زبانشناسی شناختی جهت درک یک حوزهی مفهومی بر اساس حوزهی مفهومی دیگر است؛ حوزهیای که مفهوم آن قابلدرکتر است حوزهی مبدأ و حوزهی مقصد دارای مفهوم انتزاعیتر است. در استعاری مفهومی این دو حوزهی بههم میپیوندند. در پژوهش حاضر بنا به نظریهی مبدأ موردنظر به استعارههایی از حیوانات در اصطلاحات و ضربالمثلهای کردی زنگنه پرداخته شد. بهمانند همهی زبانهای دیگر در کردی نیز استعارهی حیوانات در زبان روزمرهی مردم در قالب اصطلاحات کاربرد فراوان دارد و بهطور معمول در گفتار روزمره به کار میرود. عمدهی اطلاعات در این پژوهش بر اساس رویکرد شناختی Lekoff and Johnson (1980) بهدست آمده و تحلیل گردیدهاند که بیان میدارد حیواننامها حوزهی مبدأ (عینی) و صفات و اعمال انسانها حوزهی مقصد (انتزاعی) هستند که مفهوم حوزهی مقصد با بررسی حوزهی مبدأ درک میگردد. ماهیت روششناختی این پژوهشِ کیفی، توصیفی-تحلیلی بوده و دادهها از طریق مشاهدهی میدانی و مصاحبه با گویشوران این گونهی زبانی از دهستان هَرسَم شهرستان اسلامآباد غرب در استان کرمانشاه گردآوری شدهاست. پس از گردآوری و دستهبندی دادهها نسبت به تحلیل و بررسی مقولهی چندمعنایی اقدام گردید. نتایج نشان داد که مفهوم استعاری حیواننامها در جامعهی نمونه با توجه به همنشینی با واژههایی که حالت، موقعیت و زمان رویداد را بیان میکنند و همچنین طبیعت حیوانی آن حیواننام استفاده شده هم بهلحاظ ظاهری (قوی یا ضعیف) و هم بهلحاظ رفتاری (وحشی یا اهلی) تعیین میشود.