1405/04/21
ابراهیم بدخشان

ابراهیم بدخشان

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: پیوند
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده زبان و ادبیات
اسکولار:
پست الکترونیکی: ebadakhshan [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
تحلیل تطبیقی سیر نوآوری در شصت سال رمان مدرن فارسی
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
عناصر داستان، روایتگری، نوآوری، ساختار روایت، رمان مدرن، راوی و زاویه‌دید، شخصیّت‌پردازی
سال 1405
پژوهشگران بهنام دوستی(دانشجو)، تیمور مالمیر(استاد راهنما)، ابراهیم بدخشان(استاد راهنما)

چکیده

نوآوری ساختاری و شکلی یک اثر می‌تواند دامنۀ تأویل‌پذیری آن را گسترش دهد و به پویایی اثر به عنوان یک متن کمک کند. بررسی ساختاری یک اثر داستانی، بررسی عناصر تشکیل‌دهندۀ آن و هم‌چنین بررسی روابط این عناصر با یکدیگر در زمینۀ یکپارچۀ اثر است. از معیارهای سنجش چگونگی و میزان نوآوری در داستان‌نویسی، سنجش نحوه و میزان کاربست خلاقیت در انتخاب شکل‌های تازه و نوین عناصر داستان است؛ بنابراین به کار گرفتن روش و شگرد تازه در نحوۀ بیان و پرورش موضوع در هر اثر ادبی به‌ویژه نوع ادبی رمان بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش با تکیه بر سه عنصر شخصیّت، راوی و زاویه‌دید در رمان‌های سه نسل از داستان‌نویسان مدرنیست ایران، به بررسی میزان نوآوری یا تکرار آن‌ها در به‌کارگیری عناصر داستانی پرداخته‌ایم. رمان‌های برگزیده عبارتند از: سووشون، جزیرۀ سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور؛ شازده احتجاب، کریستین و کید، برۀ گمشدۀ راعی و آینه‌های دردار از هوشنگ گلشیری؛ توپ، تاتار خندان و غریبه در شهر از غلامحسین ساعدی؛ آواز کشتگان از رضا براهنی؛ سگ و زمستان بلند از شهرنوش پارسی و از شیطان آموخت و سوزاند، اثر فرخنده آقایی. درونمایۀ آثار زنان بیشتر دربارۀ مسائل و حقوق زنان است. این درونمایه در آثار دانشور با مؤلفه‌های آزادی‌خواهی سیاسی نیز همراه می‌شود. درونمایه‌های آثار نویسندگان مرد نیز عبارتند از: فروپاشی و زوال قدرت، دغدغه‌های طبقۀ متوسط و کارمند در مواجهه با مدرنیسم عاریتی، بحران تعلق و هویت، مسئلۀ مهاجرت، مبارزه برای استقلال و مبارزه با ظلم و ستم دستگاه حاکم. در این میان مهم‌ترین جنبه-های نوآورانۀ آثار یاد شده عبارتند از: 1. ایجاد اغتشاش در ساختار متن در جهت بازنمایی آشفتگی شخصیت‌های داستانی، 2. روایت تودرتوی داستان در جهت بازنمایی پیچیدگی انسان شرقی، 3. تعلیق روایت میان مؤلفه‌های داستانی کلاسیک و مدرن، در جهت القای تعلیق انسان امروز میان سنت و مدرنیسم، 4. گفتگو محوری روایت و تناسب آن با زاویه‌دید بیرونی، 5. هدفمند بودن انتخاب نام اشخاص داستانی، 6. معرفی راوی نابینا و راوی مرده به ادبیات داستانی معاصر، 7. توجه به هر دوسویۀ کارکرد راوی (روایتگری- تجربه‌گری) در روایت سگ و زمستان بلند، 8. حضور نویسندۀ برخی آثار در متن روایت به عنوان مؤلفه‌ای پست‌مدرنیستی، 9. آگاهی راوی به فرآیند روایت‌گری و 10. معرفی شیوۀ جریان سیال ذهن. عمده‌ترین نقاط ضعف رمان‌های برگزیده نیز عبارتند از: 1. عدم تفکیک لحن شخصیت‌های داستانی 2. عدم تناسب و هماهنگی میان راوی و درونمایه، 3. عدم خلق و ابداع در پرداخت شخصیت‌های داستانی تازه، 4. عدم تناسب و هماهنگی میان راوی و بستر ذهنی روایت و 5. عدم توجه به جنبۀ فضاسازی و تأکید صرف بر جنبۀ گفتگو در رمان‌هایی که زاویه‌دید نمایشی دارند.