1405/03/03
عبدالله امینی

عبدالله امینی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: پیوند
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار:
پست الکترونیکی: aminiphilosophy [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
مطالعه نقش برنامه درسی برنامۀ درسی عدالت‌محوردر تفکر انتقادی با میانجی شایستگی فرهنگی معلمان
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
برنامه‌درسی عدالت‌محور، شایستگی فرهنگی، تفکر انتقادی، همبستگی، مدارس ابتدایی
سال 1404
پژوهشگران ثنا محمدی(دانشجو)، عبدالله امینی(استاد راهنما)، سیدجمال بارخدا(استاد مشاور)

چکیده

در جهانی که مدرسه دیگر نه صرفاً جایگاه انتقال معلومات، بلکه آوردگاه مفاهیم بنیادینی چون عدالت، فرهنگ و تفکر انتقادی است، این پژوهش می‌کوشد تا با تکیه بر این پرسش اصلی نشان دهد نشان دهد که ادراک معلمان از عدالت آموزشی، تا چه اندازه از خلال شایستگی فرهنگی، به پرورش تفکر انتقادی در آنان منتهی می‌شود. از همین رو، پژوهش در چارچوب پارادایم پوزیتیویستی، با رویکرد کمّی و راهبرد توصیفی-همبستگی طراحی شد. جامعه‌ی آماری شامل 900 نفر از معلمان ابتدایی مدارس دولتی شهر مریوان بود که از میان آنان، با بهره‌گیری از فرمول کوکران، 291 نفر به‌شیوه‌ی تصادفی ساده برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده‌ها سه پرسشنامه‌ی استاندارد برنامه‌درسی عدالت محور(کاراکوچ و ساکیز، 2021) شایستگی فرهنگی (دردوف، 2006)، و تفکر انتقادی (رجایی، 1393) بود. روایی و پایایی ابزارها از طریق تحلیل محتوایی، ترجمه‌ی معکوس، تأیید متخصصان، تحلیل عاملی تأییدی (KMO=0.876، Bartlett p<0.001)، و آلفای کرونباخ (بیش از 0.6 برای اکثر مؤلفه‌ها) احراز شد. داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی، با نرم‌افزارSpss و SmartPLS تحلیل شدند. آزمون Kolmogorov–Smirnov نشان داد که توزیع داده‌ها در تمامی مؤلفه‌ها نرمال است. در مدل اندازه‌گیری، بارهای عاملی بالاتر از 0.7، مقادیر AVE بیش از 0.5، و شاخص‌های روایی واگرا، اعتبار سازه‌ای ابزارها را تأیید کردند. در مدل ساختاری، ضریب تعیین تفکر انتقادی (R² = 0.457) نشان داد که برنامه‌درسی عدالت محورو شایستگی فرهنگی در مجموع توانسته‌اند بخش قابل توجهی از واریانس این متغیر را تبیین کنند. مسیر مستقیم میان برنامه‌درسی عدالت محورو تفکر انتقادی معنادار بود (β = 0.349، t = 5.721، p < 0.001) و تحلیل میانجی‌گری نیز حکایت از آن داشت که شایستگی فرهنگی نقشی واسطه‌ای ایفا می‌کند (β = 0.213، t = 4.367، p < 0.001). نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که عدالت آموزشی، اگر در سطح تجربه‌ی زیسته‌ی معلم تثبیت شود و نه صرفاً در سطح بیانیه‌ها و اسناد، می‌تواند از طریق تقویت شایستگی‌های فرهنگی، بستر تفکری انتقادی را در نظام آموزش عمومی فراهم آورد. بدین‌سان، سیاست‌گذاری درسیِ آینده‌نگر، ناگزیر از بازاندیشی در پیوند میان عدالت و فرهنگ است؛ زیرا تفکر انتقادی، نه از مسیر انباشت محفوظات، که در پرتو برنامه‌درسی عدالت محورو زیست بینافرهنگی امکان‌پذیر می‌گردد.