1405/03/15
عبدالله رحیمی

عبدالله رحیمی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: پیوند
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
اسکولار: پیوند
پست الکترونیکی: Abdollah.rahimi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن: 0۸۷۳۳۶۶۴۶۰۰
HIndex: 0

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی درک و تجربه اعضای جامعه مدرسه از عدم انگیزه بایسته در میان معلمان
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
اعضای جامعه مدرسه، پدیده بی‌انگیزگی معلمان، پدیدارشناسی
سال 1404
پژوهشگران پروانه مفاخری(دانشجو)، مهدی صالحی(استاد راهنما)، عبدالله رحیمی(استاد مشاور)

چکیده

هدف: این مطالعه کیفی با هدف کاوش و درک عمیق تجارب زیسته و ادراکات معلمان، مدیران و دانش‌آموزان از پدیده بی‌انگیزگی معلمان و عوامل مؤثر بر آن انجام شد. روش: پژوهش با استفاده از رویکرد پدیدارنگاری انجام گردید. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 12 معلم، 8 مدیر و 10 دانش‌آموز و همچنین 6 بحث گروه متمرکز با مشارکت 24 دانش‌آموز جمع‌آوری شد. داده‌ها به‌طور جداگانه برای هر گروه ذینفع از طریق فرآیند سه‌مرحله‌ای کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) تحلیل و در نهایت در یک سنتز جامع تلفیق شدند. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که هر گروه ذینفع، ادراک و تجربه متمایزی از این پدیده دارد. از منظر معلمان بی‌انگیزگی به صورت «کناره‌گیری روانی-حرفه‌ای تجربه می‌شود که ریشه در محاصره سه‌جانبه (اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی) و یک نظام ناکارآمد پاداش و تنبیه درون مدرسه دارد. مدیران این پدیده را به عنوان انفعال برنامه‌ریزی‌شده و یک استراتژی بقا می‌دیدند که ناشی از به دام افتادن در قفس قواعد و تحمل بار سنگین مسائل اجتماعی تحمیل‌شده بر مدرسه است. دانش‌آموزان بی‌انگیزگی را به عنوان فقدان حضور واقعی معلم توصیف کردند که حاصل یک، محیط سرکوبگر خلاقیت و فرسایش تصویر قهرمانی معلم در جامعه است. یک پیامد مشترک از دید همه گروه‌ها، ایجاد یک چرخه معیوب بود که به تخریب رابطه یادگیری، فرسایش سرمایه اجتماعی مدرسه و انتقال بی‌تفاوتی منجر می‌شود. راهکارهای پیشنهادی بر بازسازی احترام حرفه‌ای، گذار به رهبری توانمندساز و احیای روابط مبتنی بر شادی مشترک متمرکز بودند. نتیجه‌گیری: بی‌انگیزگی معلمان پدیده‌ای چندبعدی و نظام‌مند است که حاصل تعامل پیچیده عوامل ناکارآمد درون‌سازمانی و عوامل فرساینده برون‌سازمانی است. شکستن این چرخه معیوب نیازمند تغییر همزمان در سه سطح است: بهبود شرایط مادی و منزلتی معلمان (سطح کلان)، اصلاح ساختارهای مدیریتی و اداری مدرسه به سمت اعتماد و اختیاردهی بیشتر (سطح میانی)، و ترویج فرهنگ احترام و ارتباط مثبت در بین همه اعضای جامعه مدرسه (سطح خرد).