آگاهی استفادهکنندگان از قابل اتکا بودن سود میتواند آن ها را در برآورد توان سودآوری و تصمیمات اعتباری یاری دهد. شرکتها برای کسب سود و انجام سرمایهگذاریها، نیاز به منابع مالی دارند. مدیران از این بابت که در پرداخت اصل و فرع بدهیها ناتوان شده و با بحران مالی روبه رو شوند یا تصمیم گیریهای اعتباری برای امروز شرکت، کیفیت سود و انعطاف پذیری مالی آینده آن را به خطر بیندازد، نگران وضعیت اعتباری خود هستند. وضعیت اعتباری شرکتها نه تنها برای مدیران و کارکنان شرکت مهم است، بلکه برای سایر ذینفعان (مانند بستانکاران، سرمایه گذاران فعلی، اعتباردهندگان و سرمایه گذاران بالقوه) نیز اهمیت دارد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین ریسک اعتباری و کیفیت سود با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی و حاکمیت شرکتی بر این ارتباط میباشد. در این پژوهش ریسک اعتباری با پیروی پژوهش ارضاء و همکاران (1396) از طریق مولفههای موثر در سنجش ریسک اعتباری و استفاده از روش تاپسیس اندازه-گیری میشود. هم چنین، برای محاسبه کیفیت سود از مدل جونز تعدیل شده استفاده شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و بر مبنای ماهیت و روش، از نوع همبستگی میباشد. جامعه آماری پژوهش ، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. نمونهی آماری پژوهش متشکل از 142 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و به مدت 11 سال، طی سالهای 1392 تا 1402 است. فرضیههای پژوهش از طریق رگرسیون چندگانه و سیستم معادلات همزمان به روش حداقل مربعات سه مرحلهای برآورد گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد، بین ریسک اعتباری و کیفیت سود رابطه دو طرفه معناداری وجود دارد که جهت علیت به هر دو طرف است. در بررسی نقش تعدیلگری کیفیت حسابرسی و مولفههای حاکمیت شرکتی که در پژوهش حاضر شامل: تمرکز مالکیت، سرمایهگذاران نهادی، تنوع جنسیتی، تخصص اعضای هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره واندازه هیئت مدیره می باشد، شواهد کافی برای تایید نقش تعدیلگری وجود نداشت.