بانکها بهعنوان مهمترین نهادهای تجهیز و تخصیص منابع مالی، نقشی کلیدی در ثبات اقتصاد ایران دارند. در عین حال، گسترش شبکههای غیررسمی تأمین مالی و بازارهای مبتنی بر اعتماد، این پرسش را برجسته کرده است که سرمایه اجتماعی تا چه حد به تقویت سپردهگذاری بانکی کمک کرده یا جایگزین آن میشود. از سوی دیگر، متغیرهای کلان پولی (مانند نرخ بهره، تورم، بازده طلا و ارز) و ساختار توزیع درآمد (ضریب جینی)، رفتار سپردهگذاران را تحت تأثیر قرار میدهند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثر سرمایه اجتماعی بر سپردههای بانکی در ایران طی دوره زمانی 1370 تا 1401 در قالب یک الگوی بلندمدت است. بدین منظور، از متغیرهای حجم سپردههای بانکی، شاخص سرمایه اجتماعی، نرخ بهره بانکی، نرخ تورم، بازده طلا، بازده ارز و ضریب جینی استفاده شده است. پس از سنجش مانایی متغیرها و تأیید وجود رابطه همانباشتگی، الگوی پژوهش با استفاده از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی کاملاً اصلاحشده (FMOLS) برآورد گردید؛ همچنین یک متغیر مجازی جهت کنترل شکست ساختاری سال 1397 به مدل افزوده شد. نتایج برآوردها نشان میدهد که سرمایه اجتماعی در اقتصاد ایران اثر منفی بر سپردههای بانکی دارد؛ بهگونهای که در ساختار نهادی موجود، با تقویت شبکههای مالی غیررسمی و اعتماد درونگروهی، بخشی از منابع از بانکها به سمت سازوکارهای غیررسمی منحرف میشود. در مقابل، نرخ بهره بانکی اثری مثبت بر سپردهها داشته و بهعنوان مهمترین ابزار جذب منابع عمل میکند. تورم اثر منفی بر سپردهها دارد که نشاندهنده کاهش بازده واقعی و تشدید مالیات تورمی است. بازده طلا اثری مثبت بر سپردههای بانکی نشان میدهد، در حالی که بازده ارز دارای اثر منفی است که بیانگر خروج منابع از بانکها و جانشینی سپردههای ریالی با ارز جهت حفظ ارزش داراییهاست. در نهایت، اثر منفی ضریب جینی بیانگر آن است که تشدید نابرابری درآمدی، با تحلیل بردن توان پسانداز طبقات متوسط و کمدرآمد و هدایت ثروت اقشار پردرآمد به سمت بازارهای موازی سفتهبازی، موجب کاهش کل سپردههای شبکه بانکی میشود.