کاهش چالشهای زیست محیطی و تحقق اهداف توسعه پایدار، مستلزم انجام یک ارزیابی زیست محیطی جامع میباشد. در این راستا، استفاده از ضریب ظرفیت بار میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر عمل کند. این ضریب به ما امکان میدهد تا زوال محیطی را به صورت کمی ارزیابی کنیم و با مقایسه ظرفیت زیستی (توانایی اکوسیستم برای تولید منابع و جذب زبالهها) و ردپای اکولوژیکی (میزان منابع طبیعی مصرف شده توسط انسان) به تحلیل عمیقتری از وضعیت محیط زیست دست یابیم؛ بنابراین در این پژوهش به بررسی تأثیر نابرابری درآمد بر شاخص ظرفیت بار ایران با استفاده از روش GMM طی بازه زمانی سالانه 1401- 1372 پرداخته شده است. یافتههای تحقیق نشان داده است که نابرابری درآمد، شهرنشینی، تولید ناخالص داخلی و صنعتیشدن همگی تأثیر منفی و معناداری بر ظرفیت بار دارند؛ بهنحویکه با افزایش یک واحد در هر یک از این متغیرها، به ترتیب 39/0، 13/0، 73/0 و 10/0 واحد از ظرفیت بار کاسته شده است. در مقابل، مصرف انرژیهای تجدیدپذیر تأثیری مثبت و معنادار بر این شاخص داشته و با افزایش یک واحد در مصرف این انرژیها، 13/0 واحد به ظرفیت بار افزوده شده است. بنابراین، با راهکارهایی نظیر: توسعه سیاست های توزیع درآمد و اصلاح نظام مالیاتی، حذف تدریجی یارانه انرژی از دهکهای پردرآمد، حمایت هدفمند از خانوارهای کمدرآمد، وضع مالیات بر داراییهای پرمصرف، اعمال مشوقهای مالیاتی و تسهیلات ویژه برای صنایعی که از فناوریهای پاک، مصرف بهینه آب و انرژی و مواد اولیه بومی استفاده میکنند، ، پرهیز از تمرکز صنایع در مناطق آسیب پذیر از نظر اکولوژیکی تدوین مقررات سختگیرانه برای صنایع مستقر در مناطق دچار تنش آبی و آلودگی، مانند الزام به بازچرخانی آب و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، حمایت از تمرکززدایی از کلانشهرها و توسعه شهرهای کوچک، گسترش حملونقل پاک ، بازچرخانی فاضلاب شهری برای آبیاری فضای سبز ، توسعه انرژی های تجدیدپذیر پیشنهاد شده است.