در پژوهش حاضر، کارآیی دو مدل برف تجربی و فیزیکی در ایستگاه زرینه اوباتو طی دوره 2022-1989 مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت واسنجی این دو مدل که با بهکارگیری روش عدم قطعیت درستنمایی تعمیمیافته (GLUE) انجام شد 6 پارامتر انتخاب و پس از تولید 8000 بردار تصادفی از دامنه عدم قطعیت این پارامترها و اجرای مدلها بر اساس آنها طی دوره 2022-1989، از شاخصهای RMSE، MBE و ضریب نش-ساتکلیف جهت شناسایی شبیهسازیهای برتر (1 درصد کل شبیهسازیها) استفاده شد. رویکرد فوق جهت فرایند اعتبارسنجی مدلها نیز انجام شد با این تفاوت که مدلها بر اساس سالهای فرد واسنجی و بر روی سالهای زوج مورد اعتبارسنجی قرار گرفتند. نتایج حاکی از کارآیی مناسب هر دو مدل در شبیهسازی عمق برف بود اما مدل فیزیکی در مجموع عملکرد بهتری از خود نشان داد. نتایج همچنین نشان داد بهترین عملکرد هر دو مدل به هنگام شبیهسازی عمق برفهای متوسط رخ داد و در شبیهسازی برفهای سبک، متمایل به بیشبرآوردی و در شبیهسازی برفهای سنگین متمایل به کمبرآوردی بودند. تحلیل حساسیت مدلهای برف نشان داد ذوب برف جزو فرایندهای کلیدی در هر دو مدل محسوب میشود. نظر به محدود بودن دادههای اندازهگیریشده برف در ایران و همچنین لزوم بهکارگیری مدلهای برف جهت مقاصدی مثل برآورد برف طی دورههای گذشته و پیشنگری آن طی دورههای آتی در واکنش به تغییرات اقلیمی، نتایج کلی این پژوهش مؤید آن است که مدلهای مورد بررسی پتانسیل مناسبی جهت شبیهسازی متغیرهای مختلف مرتبط با برف دارند و استفاده از این مدلها به ویژه مدل فیزیکی قویاً پیشنهاد میگردد.