هدف: این پژوهش باهدف، واکاوی دلایل و پیامدهای ترجیح فعالیتهای پژوهشی بر آموزش در دانشگاهها، بهویژه در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. روش: روش تحقیق، مرور نظاممند مطالعات داخلی و بینالمللی منتشرشده بین سالهای 2000 تا 2025 میلادی بود. پایگاههای علمی معتبر فارسی و انگلیسی جستجو شد و 103 مطالعه واجد شرایط تحلیل محتوای استقرایی شدند. یافتهها: یافتههای نشان داد چهار دسته عامل اصلی در این گرایش مؤثرند: عوامل فردی شامل انگیزههای درونی( خودکارآمدی پژوهش، علاقمندی به پژوهش و رضایتمندی از پژوهش)، انگیزههای بیرونی(پرستیژ و شهرت، درآمد و پاداش و ارتقای شغلی) و ویژگیهای حرفهای افراد( رتبه دانشگاهی، حوزه موضوعی، بار تدریس و پژوهش، تعاملات بین المللی)؛ عوامل نهادی شامل نظامهای پاداش، معیارهای ارتقاء، استخدام، فرهنگسازمانی، مدیریت، چشمانداز تأمین مالی و زیرساخت؛ فشارهای بیرونی شامل پارادایم «منتشر کن یا نابود شو»، شاخصهای علمسنجی، نظامهای رتبهبندی و سیاستهای حمایتی؛ و تفاوت ماهیت آموزش و پژوهش مانند دشواری کمیسازی تدریس، بازخورد محدود، نبود استاندارد جهانی تدریس، باور کلیشهای ملازمت عالم و معلم، تفاوت محدوده ارزیابان، منابع سنجش کیفیت تدریس و نظام ارزیابی نامتوازن. پیامدهای این نامتوازنی در سه دسته شناسایی شد: کاهش کیفیت فعالیتهای علمی (افت کیفیت آموزش و پژوهش، نارضایتی دانشجویان)، گسترش سوءرفتار علمی (سرقت، جعل، پژوهش اجارهای، همکاری غیراخلاقی، تحریف، انتشار چندگانه، قلدری علمی) و افزایش فشارهای شغلی (استرس، فرسودگی). نتیجهگیری: نتایج حاکی از ضرورت بازنگری در سیاستهای ارزیابی و ارتقای اعضای هیئتعلمی، طراحی نظام پاداش متوازن و تقویت جایگاه آموزش در هویت دانشگاه است.