زمینه و هدف: شکاف میان انتظارات پیش از ورود دانشجومعلمان و واقعیتهای تجربهشده آنان در دانشگاه فرهنگیان، یکی از عوامل تأثیرگذار بر انگیزش تحصیلی، شکلگیری هویت حرفهای و رضایت آنان از مسیر معلمی است. این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته دانشجومعلمان از این شکاف در بستر دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روششناسی: پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل 12 دانشجومعلم (زن و مرد) از دو پردیس دانشگاه فرهنگیان در کرمانشاه بودند که با روش نمونهگیری هدفمند ملاکمحور و استفاده از قاعده اشباع نظری دادهها انتخاب شدند. معیارهایی چون تنوع رشته، ترم و جنسیت، مبنای انتخاب نمونهها قرار گرفت. یافتهها: یافتهها نشان دادند که دانشجومعلمان انتظاراتی آرمانی درباره محیط دانشگاه، فضای حمایتی، روشهای تدریس و هویت معلمی داشتند. تجربه واقعی آنان اغلب با این انتظارات ناهمخوان بود و به تجربه شکاف منجر شد. مواجهه با واقعیتهای نهادی، نوعی بازتنظیم در انتظارات ایجاد کرد. همچنین عوامل مؤثری چون روایتهای اطرافیان، تبلیغات رسمی، فضای مجازی و تجربه شخصی در شکلدهی انتظارات نقش داشتند. در سال نخست، چالشهایی مانند سازگاری نهادی، ابهام نقش، محدودیت رفاهی تجربه آنان را تحتتأثیر قرار داد. نتیجهگیری: شکاف انتظار–تجربه میتواند با کاهش انگیزش و رضایت همراه باشد؛ اما مواجهه میدانی برای برخی موجب بازتعریف نقش حرفهای نیز شده است. مداخله در جهت مدیریت واقعبینانه انتظارات، بازآرایی برنامه درسی، ارائهی حمایتهای آموزشی و رفاهی در سال نخست تأکید میشود تا پیامدهای منفی شکاف انتظار–تجربه بر رشد حرفهای دانشجومعلمان کاهش یابد.