پیشینه و اهداف: حافظ شیرازی در دوازده غزل، عناصر مربوط به رمضان، عید فطر و روزهداری را بهصورت استعارههای روایی به کار برده است. این عناصر در ساختار معنایی غزلها کارکردی فراتر از اشارههای دینی دارند و به ابزاری برای بیان دیدگاه انتقادی شاعر تبدیل میشوند. هدف این پژوهش تبیین و تحلیل یکی از شیوههای رندی حافظ از طریق بررسی نقش این استعارهها در شکلگیری پیرنگ غزلهاست. روشها: این پژوهش با تکیه بر دیدگاه پل ریکور درباره نقش استعاره در پیرنگسازی روایت و با روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است. در این چارچوب، غزلهایی که در آنها تعابیر و عناصر مربوط به رمضان و روزهداری حضور دارد بررسی شده تا کارکرد استعارهها در شکلدهی به روایت و انتقال معنا روشن شود. یافتهها: نتایج نشان میدهد که حافظ با بهرهگیری از عناصر رمضان، روزهداری و عید فطر، فضایی استعاری ایجاد میکند که در آن رفتار مدعیان زهد و تصوف به نقد کشیده میشود. اشاره به شادی و عشرت پس از پایان رمضان و رؤیت هلال شوّال در بسیاری از موارد ناظر به کسانی است که در ماه رمضان به جای عبادت، به عشرت پنهانی روی آوردهاند و پایان ماه را فرصتی برای بازگشت آشکار به همان رفتارها میدانند. همچنین تأکید بر ضرورت شادی در ماه شعبان، کنایهای از کسانی است که از فرارسیدن رمضان ناخشنودند و میکوشند پیش از محدودیتهای آن، به عیش و نوش بپردازند. نتیجهگیری: تحلیل این غزلها نشان میدهد که حافظ از استعارههای مرتبط با رمضان و عید فطر برای ساختن پیرنگی انتقادی بهره میگیرد که هدف آن افشای ریاکاری مدعیان زهد است. بدینترتیب، این استعارهها نهتنها نقشی زیباییشناختی دارند، بلکه به ابزاری برای نقد اجتماعی و اخلاقی تبدیل میشوند و یکی از جلوههای مهم رندی حافظ را در سطح روایت و معنا آشکار میسازند.