اخلاق ناصری نوشتۀ خواجه نصیرالدین طوسی در دوره و حوزۀ حکومتی اسماعیلیه به دستور ناصرالدین بالله، حاکم قهستان نوشته شده است. مبنای اندیشگی علمی و فلسفی نویسنده، همچنین فضای حاکمیت اسماعیلی موجب شده شرح مفاهیم اخلاقی در این کتاب با روایتی علمی- فلسفی عرضه شود. برای بررسی و تحلیل کارکردهای این اثر از چارچوب نظری تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه استفاده کردهایم. نتیجۀ تحقیق نشان میدهد اخلاق ناصری با کارکردی سیاسی و عقیدتی، اخلاق را به نفعِ حاکم و کنترل عوام توسط کارگزار اسماعیلیه سوق میدهد همچنانکه خلفای عباسی را بهواسطۀ نداشتن این خصایص طرد میکند. دال مرکزی گفتمان این اثر بر اصل امامت کارگزار اسماعیلی بنا شده است و با وجود اینکه روساخت از مدایح دیباچه و اصطلاحات اسماعیلی تنقیح شده، ژرفساخت کتاب همچنان مشروعیتبخش کارگزار اسماعیلی است و با دالهای گفتمان فرعی عقل، انسان و عرفان مفصلبندی و مؤکّد شده است. خواجه با مفصلبندی امامت و تعلیم، لزوم موجودیت کارگزار اسماعیلی را مشروعیت میبخشد و غیرِ آنان را طرد و مشروعیتزدایی میکند. مشروعیتبخشی به کارگزار اسماعیلی، به گفتمان اثر وضعیتی تبلیغی میبخشد و آن را اشاعهدهندۀ اندیشۀ کارگزار حاکم میسازد.