در این پژوهش به منظور تبیین اهمیت رعایت نکات بلاغی در اجرای مناسب و تأثیرگذار آوازی، بر اساس مبانی نظری فرمالیستها به صورتِ توصیفی-تحلیلی، چگونگی انتقال معانی در اجراهای آوازی سه غزل از دیوان حافظ را بررسی و تحلیل میکنیم. غزل نخست با مطلعِ «زاهد خلوتنشین دوش به میخانه شد» با اجرای محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور و حسام الدین سراج؛ غزل دوم با مطلعِ «روز وصلِ دوستداران یاد باد» با اجرای محمدرضا شجریان، محمد معتمدی و سالار عقیلی و غزل سوم با مطلعِ «دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را» با دو اجرا از محمدرضا شجریان، دو اجرا از شهرام ناظری و یک اجرا از محسن کرامتی است. مهمترین شاخصهای تحلیل آوازها عبارت است از: نحوۀ بیان خواننده، میزان تأکید بر واژگان خاص، میزان رعایت تکنیکهای بلاغی شاعر، کیفیت و میزان تناسب تحریرها و لحنهای آوازی جهت انتقال معانی ابیات و کلمات. غالب تحریرها با مقصود شاعر متناسب است اما تحریرهای شجریان نسبت به سایر خوانندگان موفقتر است. برخی تحریرهای خوانندگان غیرِضروری است اما در برخی موارد نیز به رغمِ ضرورت تحریر برخی واژهها، آوازخوانان از تحریر این موارد غفلت کردهاند. تکرارهای معتمدی بر اثرِ رعایت ضرورتهای بلاغی از سایر خوانندگان دقیقتر است. شجریان با تأکید دقیق، قصر و حصر سخن را لحاظ و همچنین با تأکیدِ به موقع، معانی غزل را با عمق بیشتری منتقل میکند. عقیلی با تحریرهای دقیق مفاهیم، معانی، تعابیر و واژگان را منتقل و مفاهیم انتزاعی را برای مخاطب محسوس میسازد اما در تکرارها، ضرورتهای بلاغی را رعایت نکرده است. همچنین در تلفظ واژگان و تعابیر نیز دقت ندارد؛ بدون ضرورت معنا یا آواز، کلام حافظ را تغییر میدهد. استفاده از نسخهبدل در اجرای شجریان و رعایت اصول بلاغی در آواز هماهنگتر از سایر اجراها است.