حرفۀ اصلی حافظ شاعری است، اما تعداد اشعار باقیمانده از وی چندان زیاد نیست. بیشتر وقت و مساعی حافظ صرف گزینش واژگان و ترکیبات، متناسب با کلیّت و بافت غزل شدهاست. یکی از مهمترین عواملی که موجبشده دربارۀ دیدگاه حافظ نسبتبه صوفیه و مفاهیم و مصطلاحات خانقاهی در اشعار وی اختلافنظر بهوجودآید، عدمدقت در حُسن انتخاب و شیوۀ کاربرد این تعابیر است. در این پژوهش، براساس دیدگاه فرمالیستها و ساختگرایان به مواردی توجه کردهایم که محققان و شارحان غزل حافظ، متعرض حُسن انتخاب تعابیر حافظ دربارۀ نقد کردار زاهدان و صوفیان نشدهاند یا اینکه سخن حافظ را درموردِ زاهد، صوفی و شیخ در وجه مثبت تلقیکردهاند و از طنز گزندۀ حافظ غافل شدهاند. مسئلۀ اصلی مقاله مبتنیبر لزوم دقت در شیوۀ انتخاب تعابیر و مفردات حافظ در حوزۀ زهد و عرفان است. نتیجۀ تحقیق نشان میدهد بسیاری از ظرافتهای سخن حافظ ازجمله ایهام یا ترکیب عناصر صوفیانه با عناصر میخانه، برای ایجاد تأثیر بیشتر در طنز نسبتبه صوفی، زاهد یا مدعیانی است که از امور معنوی سوءاستفاده میکنند.