جانشینی پول به پدیده ای اطلاق می شود که مردم یک کشور در پرتفوی دارایی خود، ترجیح می-دهند به جای پول داخلی، پول خارجی نگهداری کنند. پسماند جانشینی پول را اثرات نامتقارن جانشینی پول به هنگام افزایش تورم یا افزایش نرخ ارز گویند. به عبارت دیگر، هنگامی که دلاری شدن با افزایش نرخ ارز و یا افزایش تورم، افزایش یابد، با کاهش های بعدی در تورم و کاهش در نرخ ارز، دلاری شدن به همان میزان کاهش پیدا نمی کند. بنابراین پژوهش حاضر، به بررسی اثر پسماند جانشینی پول در کشور ایران طی دوره زمانی 1369:1 تا 1390:2 بر اساس اطلاعات بانک مرکزی (با تناوب فصلی) با استفاده از یک مدل MIU با حضور پول داخلی و پول خارجی می پردازد. در این راستا، برای برآورد حجم دلارهای درگردش در اقتصاد ایران از روش کمین و اریکسون (2003) استفاده کرده و برای این منظور از دو تعریف جمع ساده و دیویژیای حجم پول بهره گرفته می شود. همچنین برای تحلیل تجربی روابط بلندمدت، مدل های مورد نظر با استفاده از روش خود رگرسیونی برداری با وقفه های توزیعی و رویکرد آزمون کرانه ها که توسط پسران و همکاران (2001) ارائه گردید، تخمین زده شده اند. نتایج مقاله حاضر نشان می دهد که پسماند جانشینی پول با توجه به حجم پول جمع ساده مورد تأیید قرار نگرفته ولی با توجه به حجم پول دیویژیا اثر پسماند جانشینی پول در اقتصاد ایران مورد تأیید است. بنابراین به نظر می رسد که حجم پول دیویژیا برای بررسی نقش پول در سیاست های اقتصاد کلان شاخص مناسب تری است و پیشنهاد می گردد که بانک مرکزی تأثیر پدیده پسماند دلاری شدن پول بر سیاست های پولی را مدنظر داشته و اثر بخشی این پدیده را بر متغیرهای کلان اقتصادی کاهش دهد.