1405/05/20
سید اسعد شیخ احمدی

سید اسعد شیخ احمدی

مرتبه علمی: استادیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
ریسرچ گیت:
دانشکده: دانشکده زبان و ادبیات
اسکولار:
پست الکترونیکی: as.sheykhahmadi [at] uok.ac.ir
اسکاپوس: پیوند
تلفن:
HIndex:

مشخصات پژوهش

عنوان
روایت‌شناسی آثار منثور مولوی (مطالعۀ موردی: فیه ما فیه، مجالس سبعه و مکتوبات)
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
روایت‌شناسی، مولوی، مجالس سبعه، فیه‌ما‌فیه، مکتوبات، التفات، قاب‌بندی، روایت‌شنو، کانونی‌سازی.
سال 1404
پژوهشگران نسرین قادری(دانشجو)، سید اسعد شیخ احمدی(استاد راهنما)، هیوا حسن پور(استاد راهنما)

چکیده

دانش روایت‌شناسی، علم چگونگی برساخت روایت‌ها و نحوۀ مشروعیت‌بخشی به مفاهیم نهادینه شده در آن‌هاست. آثار منثور عرفانی نیز شکل‌هایی روایی هستند که خالق آن‌ها در پی انتقال مفاهیم عرفانی با بیشترین تأثیرگذاری است. این آثار از آنجا که بیشتر جنبۀ تفسیری و اقناعی دارند بنابراین خالق آن‌ها سعی در ایجاد بیان ویژه‌ای به عنوان پل ارتباطی بین خود و خواننده (روایت‌شنو) است. در این میان، آثار منثور مولوی، اهمیّت ویژه‌ای دارند؛ چرا که مولوی به عنوان یکی از چهره‌های عرفانی در ادبیات فارسی مطرح است که نقش زیادی در تثبیت مفاهیم عرفانی دارد. به همین دلیل بررسی و تحلیل شکل‌های برساخت کلام او، ترفندهای او را در خلق یک نظام دانایی نشان می‌دهد. در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای به بررسی و تحلیل روایت‌شناسی آثار منثور مولوی پرداخته شده است. التفات روایی، قاب‌بندی‌ها، روایت‌شنوها و کانونی‌سازی در هر سه اثر به عنوان شاخصه‌های روایی تأثیرگذار مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که: در التفات روایی، مولوی با گسست‌های آگاهانه، زبان را از حالت گزارش فراتر برده و با چرخش زمانی به حال گفتمانی، آن را به تجربه‌ای زنده و قابل فهم برای شنونده تبدیل می‌کند. در قاب‌بندی‌های روایی، مولوی از سه شکل براعت استهلال، تفسیری و اقناعی بهره گرفته است. وی با قاب‌بندی آغازین به صورت براعت استهلال دریچه‌ای به موضوع اصلی می‌گشاید که مخاطب را با آنچه که در ادامه می‌شنود به صورتی جذاب و مؤثر آشنا کند و ذهن او را به سمتی که خود می‌خواهد هدایت کند و با قاب‌بندی تفسیری، مفاهیم مجرد و انتزاعی را ملموس می‌سازد و با قاب‌بندی اقناعی سعی در باورپذیرتر کردن سخنانش دارد در بحث روایت‌شنو، غلبۀ مطلق روایت‌شنو آرمانی به عنوان مخاطب ایده‌آل (سالک طریقت با سطوح ضرورت گوش‌سپاری، تعامل دوسویه و همذات‌پنداری عمیق) است که هدف اصلی مولوی را در هدایت به سوی فنا، عشق الهی و وحدت وجودی محقق می‌سازد. روایت‌شنو آرمانی، کلید وحدت راوی و مخاطب است. با تکیه بر کانونی‌سازی می‌توان گفت عامل کانونی‌ساز روایت‌ها، خود مولوی است که به عنوان دانای کُل بر تمام جوانب روایت، اشراف دارد؛ اما در اکثر داستان‌ها از یک یا چند کانونی‌ساز درونی استفاده می‌کند تا فهم ناقص و شناخت محدود این شخصیت‌ها را نشان دهد.