مثنوی معنوی اثر جلالالدین محمد بلخی یکی از آثار برجسته ادبیات عرفانی فارسی است که در آن عرفان، بینش، ادبیات و هنر به زیبایی در همآمیختهاند و همنوایی شگفتانگیزی را ایجاد کردهاند که قرنها خوانندگان را مجذوب خود کرده است. مثنوی تنها یک شاهکار شعری نیست، بلکه اثری عمیق است که عمق فکری مولف-راوی را نشان میدهد. یکی از پدیدههای زبانی که در جوامع چندزبانه و چندفرهنگی دیده میشود، رمزگردانی است. رمزگردانی در زبانشناسی اجتماعی به تغییر میان دو یا چند زبان یا گویش در یک مکالمه، متن یا گفتمان اشاره دارد. این پژوهش بر بررسی پدیده رمزگردانی در زمینه یک متن کلاسیک عرفانی تمرکز دارد. این مطالعه به نحوه وقوع این پدیده در مثنوی میپردازد که در لایههای پیچیدهاش شکلهای گوناگونی از بازنمایی هنری را در بر گرفته است. شکلهای مختلف این رمزگردانی بر اساس انواع و کارکرد در متن قابل طبقهبندی هستند. اهمیت این پژوهش در نشان دادن این است که مثنوی معنوی تنها یک اثر ادبی مشهور برای خواندن و لذت هنری نیست. بلکه، این اثر تلاقی غنی از پدیدههای زبانی، اجتماعی، عرفانی، دینی و ایدئولوژیکی است. این پژوهش تأکید دارد که مثنوی اهداف دوگانهای را دنبال میکند؛ در حالی که بدون شک پیام عرفانی عمیقی را منتقل میکند، همچنین در انتقال دانش مقدس و مشروعیت ایدئولوژیک نقشی کلیدی دارد که اقتدار فرهنگی مولف-راوی را افزایش میدهد. بر اساس یافتههای این مطالعه، رمزگردانی در سه دفتر نخست مثنوی نقشی اساسی در بازنمایی هنری و گفتمانی دارد. گفتمان متن تشویق به فهم و تأمل عمیقتر میکند و به گسترش گستردهتر دانش باطنی، عرفانی و بینش یاری میرساند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانهای به بررسی پدیده رمزگردانی در مثنوی، بهویژه در سه دفتر نخست میپردازد. تبحر مولوی در این زمینههای مختلف دانش، از جمله علم بلاغت، فصاحت، عرفان اسلامی و فرهنگ، بهویژه در زبان و ادبیات عربی، فوقالعاده است. تسلط عمیق او بر انواع دانش زبانی منجر به ایجاد رمزگردانی شده که به نوبه خود اقتدار فکری و تأثیر معنوی او را تقویت میکند. با بهرهگیری از آیات قرآن، احادیث پیامبر (ص) و سخنان اولیاء، مولوی به گفتارش مشروعیت میبخشد. این شیوه نهتنها پیامهای او را در چشم مخاطبان مشروع میکند، بلکه پذیرش آموزههای او را در میان گروههای اجتماعی گوناگون، از گروه عام تا گروه خاص، و اخص تسهیل میکند. مشروعیتبخشی از طریق ارجاعات دینی و قدسی، مثنوی را بهعنوان یک شاهکار ادبی و قدسی ارتقا میدهد و جایگاه آن را در عرفان و بینش اسلامی تقویت میکند.