آثار عطار نیشابوری به دلیل غنای عناصر تصویرساز، بستر مناسبی برای بررسی تبادلات بین فردی و نشانههای محیطی است. غزلیات این شیخ، یکی از آثار مهم در زمینهی مفاهیم عرفانی است، و چون با ادبیات عاشقانه و قلندرانه در ارتباط است منبعی چند وجهی برای بررسی مفاهیم فاصله و گفتمان است. این تحقیق، به بررسی و تبیین آداب «دوری و نزدیکی»، در ابیات یافت شده از غزلیات عطار، در قالب «حقیقی و ذهنی» پرداخته است. کاربردشناسی بهعنوان زیرمجموعهای از زبانشناسی به تحلیل معنا و کاربرد زبان در بسترهای مختلف میپردازد. در نهایت، کاربردشناسی بهعنوان یک رویکرد واقعگرایانه روانشناختی در ارتباطات انسانی و در زمینه علوم شناختی مورد مطالعه قرار میگیرد. اصل همکاری گرایس، که شامل «کمیت»، «کیفیت»، «ارتباط» و «حالت» است، به تحلیل تعاملات زبانی کمک میکند و نقض این اصول در مکالمات باعث ایجاد معانی ضمنی میشود. در ادامه، مفهوم «ادب» به عنوان رفتار اجتماعی مؤدبانه تعریف میشود. در ادامه، آداب به عنوانِ مجموعهای از قواعد اجتماعی و فرهنگی که رفتار فردی و اجتماعی را تنظیم میکنند، معرفی میشود. اندیشمندانی، فاصله را به دستههای خصوصی، شخصی، اجتماعی و عمومی تقسیمبندی کردهاند و معتقدند که این فاصلهها بسته به زمینهی اجتماعی و تعاملات انسانی متغیرند. غزلهای عاشقانه خود به بیان احساس شوق وصال و درد جدایی میپردازد و در غزلهای عارفانه، سلوک عارفانه و سفر به سوی معشوق را به تصویر میکشد. غزلهای قلندری عطار، نمایانگر پوچی و بیاعتنایی نسبت به ظواهر دنیا هستند و دعوت به رهایی از محدودیتها میکنند. عطار همچنین با استفاده از تکنیک «شعر روایی» در غزلهای خود، به روایت وقایع تاریخی و داستانهای مختلف میپردازد. این رویکرد، نشاندهندهی تحول در شعر فارسی از حماسه به روایت و سپس به غنای عاطفی است. در نهایت، به تحلیل ظرفیتهای روایتگری در غزلهای عطار و نقش آن در بیان مفاهیم، ایجاد یا شکست فاصله پرداخته است. فاصلهها و بی فاصلگی در این اشعار، از تجربیات اجتماعی و فردی شاعر نشأت میگیرند. عطار از محورهای افقی و عمودی در شعر خود بهره میگیرد تا تجربههای نزدیک و دوری را به تصویر بکشد. دستهی فاصله شامل « مسافتی»، « هویتی»، « اعتقادی»، « جایگاه عاشق و معشوق» و « دانایی» است. دستهی بیفاصلگی شامل « نمایش بزرگی معنوی»، «بیان گله و بی صبری» و «نزدیکی فیزیکی با معشوق» است. ادغام این دو دسته هم در گروه « بیان پوچی دنیای مادی و رسیدن به دنیای معنویات»، «بیان آشفتگی احوال» و «فاصله در گرو بیفاصلگی» است. در نهایت، نتیجه بر این قرار است که تمام فواصل در خدمت اغراض ضمنی هستند. دوری یا نزدیکی حتی در صورت حقیقی بودن، با احساس حسی و ذهنی ادغام شدهاند و به یک ویژگی محیطی یا فضا تبدیل شده است.