در دهههای اخیر، مطالعهی نسبت میان دین، جنسیت و هویتهای اجتماعی به یکی از حوزههای مهم و چالشبرانگیز در علوم اجتماعی تبدیل شده است. در این میان، جریانهای بنیادگرای دینی، بهویژه سلفیت، با قرائتهای خاص و سختگیرانه از متون دینی، نقش مهمی در بازتعریف مناسبات اجتماعی و جنسیتی ایفا کردهاند. سلفیت با تأکید بر بازگشت به اسلام نخستین و پیروی از سلف صالح، نهتنها در عرصههای اعتقادی، بلکه در حوزه سبک زندگی، نظم اجتماعی و بهویژه جایگاه و نقش زنان، روایتهای هنجارساز و محدودکنندهای تولید و بازتولید میکند. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان بانه در استان کردستان، به تحلیل روایت سلفیها از زنانگی و نقش اجتماعی زنان میپردازد. بانه، بهعنوان شهری مرزی با بافت کُردی، مذهب سنی و ارتباط گسترده با اقلیم کردستان عراق، بستری پویا برای تلاقی جریانهای دینی، تحولات اجتماعی و مطالبات نوین جنسیتی فراهم آورده است. در سالهای اخیر، همزمان با افزایش تبادل فرهنگی و ورود سبکهای نوین زندگی، افزایش سطح تحصیلات زنان، گسترش آگاهی جنسیتی و حضور پررنگتر آنان در اجتماع، جریان سلفیت نیز نفوذ قابلتوجهی در این منطقه یافته و با استفاده از مساجد، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، روایتهای خاصی از «زن ایدهآل»، نقشهای جنسیتی و مناسبات زن و مرد ترویج کرده است. این همزمانی، منجر به شکلگیری تنشها و شکافهایی میان روایتهای دینی سلفی و واقعیتهای اجتماعی زیستهی زنان شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل روایت انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختیافته با 24 نفر از مردان سلفی در بانه گردآوری شده است و سپس روایتهای آنان درباره زنانگی، مردانگی، خانواده، مشارکت اجتماعی زنان و حدود شرعی حضور زنان در اجتماع مورد تحلیل قرار گرفته است. تحلیل روایتها نشان میدهد که سلفیها زنان را عمدتاً بهعنوان حاملان اصلی «عفت»، «اخلاق» و «هویت دینی» جامعه تعریف میکنند و بر نقشهای سنتی همچون همسری، مادری و اطاعت از مرد تأکید دارند. در این روایتها، کنترل بدن، پوشش، رفتار و حضور اجتماعی زنان، بهعنوان ضرورتی دینی برای حفظ نظم اخلاقی جامعه بازنمایی میشود. یافتههای پژوهش همچنین نشان میدهد که روایتهای سلفی در بانه، اگرچه در ظاهر بر حفظ کرامت زن تأکید دارند، اما در عمل به محدودسازی عاملیت اجتماعی زنان، تقویت نابرابریهای جنسیتی و بازتولید روابط قدرت مبتنی بر جنسیت منجر میشوند. این روایتها، در تلاقی با قومیت و شرایط خاص اجتماعی–اقتصادی منطقه، شکل بومیشدهای به خود گرفته و از طریق فضای مجازی و شبکههای دینی بازتولید میشود. در مجموع، این پژوهش نشان میدهد که سلفیت در بانه نه صرفاً یک جریان اعتقادی، بلکه یک نیروی اجتماعی مؤثر در بازتعریف هویتهای جنسیتی است که در تلاقی دین، قومیت و جنسیت، به تداوم الگوهای نابرابر جنسیتی یاری میرساند.