مقدمه و هدف: تدریس نوآورانه باتوجه به وضعیت جهان امروز و پیچیدگی های خاص باید به عنوان ابزاری مهم در جهت پرورش و بهبود مهارت حل مسئله مورد توجه واقع شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل موثردرتدریس نوآورانه اساتید دانشگاه ارومیه براساس مدل تقاضا-منابع شغلی انجام گردیده است. روششناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی – همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. 217 نفر از کلیه اساتید دانشگاه ارومیه به عنوان نمونه آماری به وسیله جدول گرجسی-مورگان و بصورت تصادفی نسبی، جهت مطالعه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی معلم شانن موران و هوی (2001)، فرسودگی عاطفی ماسلاخ، جکسون و لیتر (1996)، انگیزه تدریس سوئننس و همکاران (2012)، تعارض تدریس-پژوهش لای، دو و لی (2014) و تدریس نوآورانه کمپ و دی یونگ (2003) بودند. به منظور بررسی روایی سازه تحلیل عاملی تائیدی و برای پایایی ابزار پژوهش نیز از ضریب آلفای کرونباخ بوسیله نرم افزار SPSS26 و SmartPls3 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که، اثر انگیزه تدریس و خودکارآمدی بر تدریس نوآورانه مستقیم، مثبت و اثر فرسودگی عاطفی بر تدریس نوآورانه مستقیم، منفی و معنی دار بود. نقش میانجیگری فرسودگی عاطفی در رابطه تعارض تدریس-پژوهش و تدریس نوآورانه تایید نشد.. در مقابل نقش میانجیگری انگیزه تدریس در رابطه تعارض تدریس-پژوهش و تدریس نوآورانه و نقش میانجیگری انگیزه تدریس و فرسودگی عاطفی در رابطه خودکارآمدی و تدریس نوآورانه تایید شد. بحث و نتیجهگیری: به نظر میرسد برای افزایش بکارگیری تدریس نوآورانه در دانشگاه ها باید خودکارآمدی و انگیزه تدریس اساتید مورد توجه و تقویت قرار گیرد.