با اجباری شدن آموزش مجازی در دوران همهگیری کرونا، روشهای نظارت آموزشی نیز ناگزیر به سمت فضای مجازی سوق یافتند. در این دوره، ناظران آموزشی تجربهای نوین از فرآیند نظارت را کسب نمودند. با بازگشایی مدارس، ضرورت بهرهگیری از این تجارب و تلفیق مؤثر آن با نظارت چهرهبهچهره بیش از پیش احساس شد. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک الگوی ترکیبی برای نظارت آموزشی که تلفیقی از نظارت حضوری و مجازی است، انجام شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با بهرهگیری از نظریه دادهبنیاد (رویکرد سیستماتیک اشتراوس و کوربین) اجرا گردیده است. میدان پژوهش شامل ناظران آموزشی استان کردستان، ازجمله سرگروههای آموزشی، راهبران، معاونان آموزشی، مدیران مدارس و نیروهای اداری گروههای آموزشی بود که در فاصله سالهای 1398 تا 1402 بهصورت حضوری و مجازی، تجربه نظارتی داشتهاند. دادهها از طریق مشاهدات میدانی، یادداشتنگاریهای پژوهشگر و مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شده است. انتخاب اطلاعرسانها برای مصاحبه به روش هدفمند از نوع نظری و با حداکثر تنوع انجام شده است. در مجموع، 23 نفر از ناظران آموزشی در این پژوهش مشارکت داشتند. فرآیند تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد که در نهایت، مدل نظارت ترکیبی پیرامون پدیده مرکزی "توسعه مبتنی بر مدرنسازی نظارت آموزشی" استخراج گردید. بر اساس چارچوب پارادایمیک پژوهش، شرایط علی شامل مقاومت معلمان و غیرحرفهایگرایی آموزشی، شرایط زمینهای شامل انعطافپذیری شیوههای آموزشی و تغییرات شتابان در قلمرو نظارت، و شرایط مداخلهگر شامل آموزش معلمان، توسعه زیرساختها و عدم اولویتدهی به مقوله نظارت شناسایی شدند. استراتژیهای پیشنهادی شامل ترکیب هوشمندانه روشهای نظارت، بهینهسازی فرآیندهای نظارتی، بازطراحی ساختار نظارتی و تجدیدنظر در شایستگیهای ناظران است. در نهایت، پیامدهای حاصل از این مدل نظارتی شامل ایجاد اکوسیستم بالندگی و تکامل نظارت آموزشی تبیین گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بهرهگیری از فناوریهای نوین در نظارت ترکیبی، علاوه بر توانمندسازی ناظران و معلمان، به انعطافپذیری بیشتر فرآیندهای نظارتی، افزایش شناخت ناظران از فرآیندهای کلاسی و تعمیق ارتباط میان معلمان و ناظران منجر میشود. همچنین، ترکیب روشهای حضوری و مجازی، از تصنعگرایی در حین نظارت کاسته و موجب درک عمیقتر ناظران از واقعیتهای کلاس درس میشود. این رویکرد، بستر مناسبی را برای برنامهریزی مؤثرتر در راستای توسعه حرفهای معلمان فراهم میسازد.