کتاب «نظریۀ مدیریتی» اگرچه یک متن عمومی اصلی نیست اما لازم است که دانشجویان آن را مطالعه نمایند و تأثیر آن را بهعنوان یک منبع ثانویه و تکمیلی دریابند. گریفیث در این کتاب تاریخچۀ تلاشهایی که در راستای ارائۀ یک نظریۀ مدیریتی و مهمتر از آن، در راستای تعریف مبانی موجود، فقدان مبانی و نیز مبانی که باید در مدیریتآموزشی جایگیرند را ارائه نموده است. گریفیث مراحل لازم جهت ارائه نظریه و چگونگی بکارگیری آنرا در تحقیقات و مدیریت روزانه مدارس بهطور خلاصه بیان میکند. او نیاز به ارزش نظریۀ مدیریتی را شرح میدهد. همچنین از فعالان حوزۀ مدیریت آموزشی که در مطالعات و تحقیقات کاربردی خود توجه چندانی به نظریه ندارند، میخواهد که نظریه را موردتوجه قرار دهند. هدف او هرگز ارائه یک نظریۀ واحد مدیریتی جهت بکارگیری در عمل نیست. وی خاطرنشان میکند که یکی از کاربردهای مهم نظریه در مدیریت آموزشی در دهههای آینده ارائه فرضیههای قابلآزمون است. همچنانکه امروزه احتمالاً بیشتر پایاننامههای دکتری در مدیریت آموزشی در زمینۀ آزمون یک بنیان نظری انجام میشوند. بهطور خلاصه، ایدۀ اصلی او در این کتاب، تقاضا برای ارائه و بکارگیری نظریه در حوزۀ مدیریتآموزشی است. ازنظر وی مدیران بهعنوان دانشمندانی شبهاجتماعی باید نظریه را هم در رشتۀ مدیریتآموزشی و هم در آموزشعالی بکار گیرند. آنها باید بهطور مداوم از روششناسیها و ابزارهای مناسب جهت آزمون فرضیه در عمل استفاده نمایند. محتوای کتاب، بهویژه برای دانشجویان، مدیران مدارس و استادان رشتۀ مدیریت آموزشی، الهامبخش باشد تا با بهرهگیری از رویکردهای گریفیث، تجربۀ نظریهپردازی را در قالبی نوین کارآمد سازند و بهبهبود مستمر فرایندهای یاددهی- یادگیری در مدارس و دانشگاه اقدام کنند. همچنین مهم است که یادآور شوم این اثر از جمله نخستین کتابهای نویسنده است که متأسفانه تا به امروز در دسترس دانشجویان و استادان مدیریتآموزشی ایران نبوده است. این نکته گویای کمبود جدی منابع در زمینۀ نظریهپردازی در حوزۀ مدیریتآموزشی در کشور است. افزایش دسترسی به چنین متونی میتواند به ارتقای سطح علمی این رشته کمک شایانی کند.