پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین آسیبهای دوران کودکی و حیطههای مرضی شخصیت با واکنش نسبت به شکست عاطفی در دانشجویان با نقش میانجیگر انعطافپذیری روانشناختی و خودشفقتورزی صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر همه دانشجویان دانشگاه کردستان درسال 1404 بود که از این میان پس از غربالگری داده ها در نهایت 384 نفر به روش نمونهگیری هدفمند وارد تجزیه و تحلیل آماری شدند . ابزارهای پژوهش حاضر شامل: پرسشنامه ضربه عشق راس، پرسشنامه آسیب های دوران کودکی ، فرم کوتاه سیاهه شخصیت DSM_5 ، پرسشنامه پذیرش و عمل_ نسخه دوم وپرسشنامه خودشفقتورزی بود. تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-28 و AMOS صورت گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که ترومای دوران کودکی (01/0=P، 307/0=r)، صفات مرضی شخصیت (01/0=P، 471/0=r)، انعطافپذیری روانشناختی (01/0=P، 640/0-=r) و خودشفقتورزی (01/0=P، 457/0-=r) بر شکست عاطفی اثرمستقیم و معنادار داشتند. همچنین نتایج بررسی مسیرهای غیر مستقیم نشان داد که ترومای دوران کودکی از طریق انعطافپذیری روانشناختی (001/0 P=، 279/0 β=) و خود شفقتورزی (004/0 P =، 176/0 β=) بر شکست عاطفی اثر غیر مستقیم و معنا دار دارد. صفات مرضی شخصیت نیز از طریق انعطاف پذیری روانشناختی (005/0 P =، 368/0 β=) بر شکست عاطفی اثر غیرمستقیم و معنادار دارد اما از طریق خودشفقت ورزی (151/0P =، 103/0 β=) معنادار نمی باشد. بنا براین میتوان نتیجه گرفت که نقش این متغیر ها در برنامههای آموزشی، مداخلات وکارگاههای ارتقای مهارتهای فردی جدی گرفته شود تا شکست عاطفی در میان دانشجویان کمتر باشد .