پژوهش حاضر باهدف بررسی پریشانی روانشناختی در زنان نابارور باتوجهبه نقش سبکهای دلبستگی و قدرت ایگو و میانجیگری ذهنیسازی، صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع معادلات ساختاری است؛ جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل زنان نابارور مراجعهکننده به کلینیک ناباروری بیمارستان فاطمیه شهر همدان در نیمه اول سال 1404 بود. در ابتدا تعداد نمونه پژوهش 400 نفر لحاظ شد که به روش نمونهگیری هدفمند و باتوجهبه ملاکهای ورود و خروج انتخاب شدند و در نهایت دادههای بهدستآمده از 311 نفر در مطالعه موردبررسی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه قدرت ایگو (Markstrom,1997)، پرسشنامه ذهنیسازی (Fonagy et al ,2016)، پرسشنامه پریشانی روان-شناختی (DASS21, 1995) و پرسشنامه سبکهای دلبستگی بزرگسالان (Collins & Reed ,1996) بود. دادههای بهدستآمده با استفاده از نرمافزار spss-24 و Lisrel 8.8 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. شاخصهای برازش مدل تأیید شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که بین قدرت ایگو (001/0> P؛ 45/0- =r)، سبک دلبستگی ایمن (001/0> P؛ 67/0- =r) و ذهنیسازی (001/0> P؛ 23/0- =r) با پریشانی روانشناختی، در سطح 9/99 ارتباط منفی و معنیدار و سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی (001/0> P؛ 33/0=r)، سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا/اضطرابی (001/0> P؛ 41/0=r) با پریشانی روانشناختی، در سطح 9/99 درصد ارتباط مثبت و معنیدار برقرار است. همچنین، تحلیل مسیرها نشان داد ذهنیسازی در اکثر روابط، نقش میانجی معناداری ایفا کرد؛ بهاستثنای مسیر قدرت ایگو از طریق ذهنیسازی که معنادار نبود و ضریب معناداری آن برابر با 4/0- بود. این یافتهها بیانگر آن است که تقویت ذهنیسازی میتواند اثرات منفی سبکهای دلبستگی ناایمن را بر پریشانی روانشناختی کاهش دهد. برایناساس، طراحی مداخلات هدفمند با تمرکز بر درمان مبتنی بر ذهنیسازی میتواند به کنترل یا تعدیل اثرات سبکهای دلبستگی و بهبود سلامت روان زنان نابارور کمک کند.