زمینه و هدف: بزرگسالان در طول زندگی ممکن است با رویدادهای آسیبزا مواجه شوند که علیرغم پیامدهای منفی، میتوانند زمینهساز رشد پس از آسیب شوند. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش سبکهای دلبستگی در رشد پس از آسیب با میانجیگری نشخوار فکری ناخواسته و عمدی بود. مواد و روشها: در پژوهش توصیفی-همبستگی حاضر، 716 بزرگسال در شهر کرمانشاه در سال 1404 به صورت هدفمند انتخاب شدند که حداقل یک تجربه آسیبزا داشتند. ابزارهای مورد استفاده شامل چکلیست رویدادهای زندگی، پرسشنامه رشد پس از آسیب، پرسشنامه سبکهای دلبستگی بزرگسال و پرسشنامه نشخوار مرتبط با آسیب بود. دادهها از طریق چکلیست و پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد دلبستگی ایمن (37/0=β، 001/0>P) و نشخوار عمدی (37/0=β، 001/0>P) با رشد پس از آسیب رابطه مثبت و معنادار و در مقابل، دلبستگی اجتنابی (23/0-=β، 001/0>P)، دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی (39/0-=β، 001/0>P) و نشخوار ناخواسته (15/0-=β، 001/0>P) رابطه منفی و معناداری با رشد پس از آسیب داشتند. همچنین، نقش میانجی نشخوارهای فکری در اکثر روابط تأیید شد، اما میانجیگری نشخوار فکری ناخواسته در رابطه بین دلبستگی دوسوگرا و رشد پس از آسیب معنادار نبود (05/0