سلزدایی بهعنوان یکی از بزرگترین جنایات بینالمللی، همواره بخشی تاریک از تاریخ بشری بوده است. بررسی تاریخی این پدیده نشان میدهد که نسلزدایی در دورههای مختلف تاریخی، تحت تأثیر عوامل سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیک رخ داده است. از نمونههای برجسته آن میتوان به کشتار ارامنه، هولوکاست و نسلزدایی رواندا اشاره کرد که هر یک از آنها با محرکهای خاصی مانند نفرت نژادی، منافع سیاسی، و ضعف نهادهای بینالمللی تقویت شدهاند. در کنار تحلیل تاریخی، بررسی روانشناختی نسلزدایی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. عواملی همچون القای ایدئولوژیهای افراطی، ایجاد گروهبندیهای «خودی» و «دیگری»، و تطبیق روانشناختی افراد با شرایط خشونتزا از جمله موضوعات مهم در این زمینه هستند. همچنین، نقش رهبران، ساختارهای اجتماعی و فرآیندهای روانشناختی مانند همرنگی با گروه، توجیه اخلاقی جنایت و سرکوب وجدان انسانی، در تسهیل این جنایات غیرقابل انکار است.این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که عوامل تاریخی و روانشناختی مؤثر در ارتکاب نسلزدایی کداماند و چگونه این عوامل بر روند شکلگیری و اجرای این جنایت تأثیر میگذارند؟ بهعبارتدیگر، این تحقیق بررسی میکند که چگونه ترکیب عوامل تاریخی، سیاسی و روانشناختی، زمینهساز بروز نسلزدایی شده و چه فرایندهای شناختی و اجتماعی افراد را به سمت مشارکت در چنین جنایاتی سوق میدهد. این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. دادههای پژوهش از طریق مطالعات کتابخانهای و بررسی منابع معتبر تاریخی، روانشناختی و حقوقی گردآوری شده است.