دیوان کیفری بین المللی به عنوان نهادی مستقل و دائمی، نقش حیاتی در اجرای عدالت کیفری بینالمللی ایفا میکند. یکی از مهمترین وظایف این نهاد، اختیار دادستان در تصمیمگیری برای شروع تحقیقات است. این وظیفه بهویژه در مواردی که جرایم شدید بینالمللی مانند نسلکشی، جنایات جنگی، و جنایات علیه بشریت مطرح است، اهمیت دوچندانی پیدا میکند. بحث پیرامون حدود و شرایط این صلاحیت، دربردارنده چالشهای حقوقی، سیاسی و عملی متعددی است که میتواند بر مشروعیت و اثربخشی دیوان تأثیر بگذارد. این پژوهش با هدف بررسی مبانی قانونی، محدودیتها، و ضمانتهای اجرایی مربوط به صلاحیت دادستان در دیوان کیفری بین المللی انجام شده است. روش تحقیق به صورت تحلیلی-توصیفی است و با بررسی اسناد بینالمللی، بهویژه اساسنامه رم، رویههای قضایی دیوان، و نظرات حقوقی برجسته صورت گرفته است. نتایج تحقیق نشان میدهد که دادستان دیوان کیفری بین المللی دارای اختیارات گستردهای در مرحله آغاز تحقیقات است، اما این اختیارات با محدودیتهایی مانند نیاز به تأیید شعبه مقدماتی و رعایت اصول مکمل بودن و بیطرفی مقید شده است. همچنین، تعاملات سیاسی بینالمللی و فشارهای دیپلماتیک میتواند بهطور غیرمستقیم بر تصمیمگیری دادستان تأثیرگذار باشد، که این امر ضرورت شفافیت و تقویت استقلال دادستانی را برجسته میسازد. در نتیجه، تقویت مکانیزمهای نظارتی و حفظ توازن میان اختیارات دادستان و اصول حقوقی بینالمللی برای اطمینان از اجرای عدالت منصفانه و جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت امری ضروری است. این پژوهش، با ارائه پیشنهادهایی در جهت ارتقای کارایی و مشروعیت دیوان، میکوشد به گفتمان حقوق کیفری بینالمللی و توسعه آن کمک نماید.