رهبری مسئولیتپذیر بهعنوان رویکردی اخلاقمحور و انسانی، نقشی کلیدی در خلق فرهنگ مدرسهای مبتنی بر مراقبت، عدالت و گفتوگو ایفا میکند. در بستر آموزشوپرورش ایران، تحقق این نوع رهبری با موانع و چالشهای متعددی مواجه است که نیازمند مطالعهای عمیق و بافتمحور است. پژوهش حاضر با هدف مفهومپردازی رهبری آموزشی مسئولیتپذیر از رهگذر تحلیل تجربههای زیسته مدیران مدارس دولتی شهر کرمانشاه، به شناسایی چالشها و راهبردهای حرفهای در این زمینه پرداخته است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد با رهیافت چارمز بوده است. میدان تحقیق شامل کلیه مدیران مدارس دولتی در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم در نواحی مختلف شهر کرمانشاه است، که 12 نفر از آنان به روش نمونهگیری هدفمند و با استفاده از راهبرد ملاکمحور انتخاب شدند. مشارکتکنندگان این پژوهش دارای حداقل پنج سال سابقه مدیریت، تجربه مواجهه با موقعیتهای اخلاقی یا چالشی، توانایی روایتگری تجربیات حرفهای و تنوع در جنسیت، منطقه جغرافیایی و بافت اقتصادی–فرهنگی مدارس بودند. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق بود و تحلیل دادهها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که مدیران مدارس در مسیر ایفای نقش بهعنوان رهبران مسئولیتپذیر با مجموعهای از چالشهای فردی، حرفهای، تعاملی، فرهنگی و ساختاری مواجهاند. در سطح فردی، مسائلی چون فرسودگی اخلاقی، تردید در ایفای نقش، دوگانگی میان تعهدات اخلاقی و الزامات اداری، کمبود آمادگی روانی، و ضعف در خودآگاهی و تنظیم هیجانی به چشم میخورد. چالشهای حرفهای نیز شامل سلطه شاخصههای کمی در ارزیابی، فقدان حمایت نهادی، ابهام در نقش و کمبود آموزشهای اخلاقمحور بود. در سطح تعاملات مدرسه، مدیران با مقاومت معلمان، تعارض ارزشهای خانواده و مدرسه، نبود فضای گفتوگومحور و بیاعتمادی میان ذینفعان مواجه بودند. همچنین، فرهنگ سازمانی اقتدارگرا یا انفعالی، فقدان بستر همدلی و فشار فرهنگ عمومی جامعه، فضای مدرسه را از تعامل و همدلی دور کرده است. در سطح ساختاری نیز تمرکزگرایی، استقلالزدایی از مدارس و فقدان سازوکارهای حمایتی، قدرت تصمیمگیری اخلاقی مدیران را محدود کردهاند. در واکنش به این چالشها، مدیران طیفی از راهبردهای حرفهای را بهکار گرفتهاند که از جمله آنها میتوان به تقویت فرهنگ مشارکتپذیری، ارتباط حسنه مبتنی بر اعتماد، تابآوری در برابر مشکلات، و رهبری مبتنی بر رشد اخلاقی اشاره کرد. همچنین راهبردهایی چون شناسایی معلمان بهعنوان تصمیمگیرنده، تفویض اختیار، برگزاری شوراها و جلسات هماندیشی، گوش دادن فعال، اشاعه فرهنگ همدلی، بازخورد محترمانه، پذیرش تفاوتها، مقاومت در برابر مداخلات بیرونی، اخلاقمحوری در فعالیتهای رهبری، و تلاش برای استقلالزدایی مدرسه از ساختارهای بالا، بخشی از مسیرهای حرفهای بودهاند که مدیران برای حفظ هویت مسئولیت پذیری خود در مدرسه پیش گرفتهاند. این یافتهها نشان میدهد که رهبری مسئولیتپذیر در نظام آموزشی ایران، نه صرفاً جایگاهی مدیریتی، بلکه فرایندی پیچیده و پویا از مقاومت، خلاقیت، بازاندیشی و مراقبت است. پیامد کاربردی پژوهش آن است که رهبری مسئولیتپذیر در مدارس ایرانی یک فرآیند ایستا و ازپیشتعریفشده نیست، بلکه تلاشی مداوم، موقعیتمحور و مقاومتی برای معنا بخشیدن به نقش مدیریت در بستری پر از فشار، تعارض و محدودیت است. بر این اساس، بازنگری در ساختارهای حمایتی، نظام ارزیابی، و آموزشهای حرفهای مدیران با رویکردی اخلاقمحور و زمینهمند ضروری مینماید