تصوف و عرفان بهعنوان بُعد معنوی و باطنی اسلام، همزمان با بعثت پیامبر(ص) آغازگشته و به مرور زمان، همچون دیگر حوزههای معرفتشناسی دینی، فرقهها و طریقتهایی از آن منشعبشدهاست. غالب طُرق صوفیه بر جایگاه علی بن ابیطالب(ع) بهعنوان یکی از صحابه بزرگ و چهرههای بارز عرفانی اتفاقنظر دارند. تصوف در ایران سابقه طولانی داشته و با وجود تعدد طرق صوفیه، دو طریقت قادریه و نقشبندیه از طریقتهای نامآشنا در ایران هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای به بررسی و تحلیل جایگاه عرفانی علی بن ابیطالب(ع) در این دو طریقت میپردازد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که پس از پیامبر(ص)، علی بن ابی-طالب(ع) در میان دو طریقت قادریه و نقشبندیه، جایگاه ویژهای داشته که علت آن را میتوان در سه محور کلی یافت. نخست: هر دو طریقت از جهت سلسله نسبی و طریقتی خود را به علی بن ابی-طالب منسوبمینمایند. دوم: در حوزه عرفان نظری، آراء و مبانی اندیشهای عرفانی ایشان، از مبانی تفکر معرفتی هر دو طریقت است. سوم: در حوزه تصوف عملی، اقوال و افعال علی بن ابیطالب در حوزه زهد، پارسایی و سادهزیستی از جمله منابع اصلی عرفان عملی قادریه و نقشبندیه میباشد و این علل سهگانه، موجب جایگاه متمایز علی بن ابیطالب در میان دو طریقت مذکور شدهاست.