مطالعه حاضر به ارائه الگویی برای توسعه شایستگیهای تأملی دانشجومعلّمان آماده بهخدمت از طریق سنجش سطح موجود تأمل و شایستگیهای تأملی آنان میپردازد؛ این تحقیق، از نوع آمیخته همزمان (کیفی–کمّی) در قالب پژوهشی کاربردی است. راهبرد پژوهش تحلیل تأملات دانشجومعلّمان نسبت به رویدادهای بحرانی حرفه معلّمی بود که بر پایه تحلیل مضمونمحور تأملی و استفاده از روبریک ارزیابی اختصاصی برای بررسی بروز کیفیت و عمق تأملات انجام شد. در نخستین مرحله، با هدف خلق موقعیتهای اصیل تأملی، 36 روایت حرفهای حاوی رویدادهای بحرانی از معلّمان مبتدی (کمتر از سه سال سابقه) در مدارس شهر سنندج از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته و روایتنویسی گردآوری شد (موضوعاتی از قبیل: تدریس، مدیریت کلاس، ارتباط با والدین، فناوری آموزشی و مسائل هنجاری و اخلاقی). با تحلیل ادبیات تخصصی، چارچوب نظری و عملی تحقیق، بر اساس الگوی عملتأملی تکاملی 7سطحی (ERPM) شامل؛ توصیف، درک، ارتباط، انسجام، اعتبارسنجی، تخصیص و تحول، طراحی گردید. در ادامه، ژورنالهای تأملی هدایتشدهای شامل؛ الف) رویدادهای بحرانی حرفه معلّمی و ب) پرسشنامه باز تأملی(7 پرسش)، تدوین شد. مشارکتکنندگان 24 نفر از دانشجومعلّمان ترم آخر کارورزی معلّمی در رشتههای آموزش ابتدایی و مشاوره در دانشگاه فرهنگیان کردستان بودند که به روش هدفمند و با رعایت اصول اخلاقی در تحقیق مشارکت نمودند. در نهایت 22 نفر از دانشجومعلّمان (11 مرد و 11 زن) در یک دوره یکماهه، در دو نوبت با فاصله دو هفتهای، هر دانشجومعلّم یک ژورنال تأملی هدایتشده را تکمیل نمود. در مجموع 44 ژورنال شامل 307 گزیده تأملی گردآوری شد. تحلیل دادهها بصورت ترکیبی انجام شد. نخست با هدف بررسی گستردگی تأملات، کدگذاری و تحلیل کیفی مضمونمحور با روش ترکیبی استقرایی-قیاسی انجام شد. سپس از یک روبریک اختصاصی محقق ساخته برای سنجش کمّی عمق و کیفیت تأملات استفاده شد. در هر دو مرحله، تحلیل شاخصهای آماری (میانگین، انحراف معیار و ...) صورت پذیرفت. علاوه بر این از آزمون ناپارامتریک من-ویتنیU برای مقایسه تأملات دو گروه مردان و زنان بهره گرفته شد. یافتهها با تحلیل عمیق شایستگیهای تأملی، نشان داد؛ بیش از 60 درصد دانشجومعلّمان در تأملات سطحی (توصیفی و درک) متوقف و تنها 14 درصد نشانههایی از تأملات سطح میانی (ارتباط، انسجام و اعتبارسنجی) داشتند، هیچ یک تأملاتی در سطوح پیشرفته تأمل (تخصیص و تحول) نداشتند. افزون بر این، یافتهها نشان داد، علیرغم تفاوتهای جزئی دانشجومعلّمان زن و مرد در سطوح مختلف تأمل، اما جنسیت رابطه معناداری با وسعت و عمق تأملات ندارد. بر این اساس، الگوی جامعی با محوریت فرایند «عملتأملی تکاملی» طراحی شد که قابلیت بهکارگیری در آموزش و ارزیابی شایستگیهای تأملی دانشجومعلّمان را دارد. این الگو میتواند مسیر ارتقای تدریجی از تأملات سطحی به پیشرفته تأمل را هدایت و تبیین کند. در نتیجه، توسعه برنامههای تربیتمعلّم نیازمند توجه نظامند به ارتقای سطوح تأملی است. پیشنهاد میشود، این الگو در برنامههای درسی، کارورزی و توسعه حرفهای بهکار گرفته شود.