چکیده بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بودهاند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامههای قرون 3-12 هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج میبردهاند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوتهای دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روششناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظاممند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاههای سفرنامهنویسان شرقی و غربی میپردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، 14 سفرنامه منتخب (7 شرقی و 7 غربی) در نرمافزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنجبعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیستمحیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافتهها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیبهای ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاههای سفرنامهنویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبههای انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامهنویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشتهاند. تفاوت دیدگاههای شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکملهایی برای درک جامعتر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش میتواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.