شاعران به بهانههای گوناگون از شعرایِ پیشین یا همعصرِ خود یاد یا به آنها اشاره میکنند. در کنارِ فوایدِ تاریخی گوناگون، گاهی میتوان در گشودنِ گرههای معنایی و تصحیحی نیز از این نمونهها کمک گرفت. این یادکردها و اشارات بیشتر در میان شاعرانِ درباری رواج داشته و عمدتاً بازتابدهندۀ رقابتها و طبعآزماییهای شاعرانه بوده است. از آنجا که فردوسی شاعرِ دربار نبوده و گونۀ شعری شاهنامه نیز نَقلی است، نمیتوان نمونههای چندان چشمگیری از این نمونهها در آن یافت. غیر از دقیقی که پیشروی فردوسی در سرودن شاهنامۀ ابومنصوری بوده، فردوسی فقط یک بار در سخن از به نظم درآوردن کلیله و دمنه از رودکی نیز یاد کرده است. در کنارِ این یادکرد میتوان با قیدِ احتمال، یک اشاره نیز به دست داد که تاکنون مغفول بوده است. پادشاهی هرمزد نوشینروان در شاهنامه، خطبهای غنایی با زبانی کنایی و چندپهلو دارد. بیتی از این خطبه میتواند یادآورِ مطلعِ قصیدۀ «جوی مولیان» و دارای ایهامی به چنگنوازی رودکی باشد. این مسئله در دستنویسهای شاهنامه بر نویسشهای بیتِ فردوسی تأثیر نهاده و مصحِحان را نیز بر سر گزینشِ نویسشهای «باد» و «بوی» و «یاد» به تردید افکنده است. در این مقاله کوشش شده است با درنگ بر معنا و بافتِ چندپهلویِ خطبۀ پادشاهی هرمزد نوشینروان، گزارشهایِ پیشینِ این بخش از شاهنامه را نقد شود. سپس، در کنارِ بهدستدادنِ اشارۀ احتمالیِ فردوسی به مطلعِ قصیدۀ جوی مولیان، نویسشهایِ «باد» و «بویِ یار» در اشارۀ فردوسی و بیتِ رودکی توجیه معنایی و نسخهشناختی شده است.