گسترش تنوع فرهنگی، زبانی و قومی در مدارس، محیطهای آموزشی را با فرصتها و در عین حال چالشهای نوینی مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، مدیریت مؤثر تفاوتهای فرهنگی و پیشگیری از سوءتفاهمها و تعارضات، مستلزم برخورداری معلمان و مدیران از شایستگیهایی فراتر از مهارتهای سنتی مدیریتی است. هوش فرهنگی بهعنوان یکی از این شایستگیهای کلیدی، امکان درک، تفسیر و تنظیم رفتار متناسب با زمینههای فرهنگی متنوع را فراهم میکند. با وجود اهمیت این موضوع، در ایران پژوهشهای اندکی به تجربههای زیسته معلمان و مدیران در مدیریت محیطهای آموزشی چندفرهنگی پرداختهاند. هدف این پژوهش، تأمل بر روایتهای معلمان و مدیران درباره نحوه مدیریت مبتنی بر هوش فرهنگی در محیطهای آموزشی چندفرهنگی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش روایتی انجام شد. مشارکتکنندگان شامل معلمان و مدیران مدارس شهر سنندج بودند که بهصورت هدفمند و بر اساس سابقه مدیریتی و تجربه کار در محیطهای چندفرهنگی انتخاب شدند. دادهها از طریق 15 مصاحبه عمیق و نیمهساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون به شیوه آتراید–استرلینگ تحلیل شدند. یافتهها منجر به استخراج شش مضمون فراگیر شامل چندگانگی فرهنگی–زبانی در محیط یادگیری، تنظیم ارتباط فرهنگی، مدیریت فراگیر فرهنگی در سطح مدرسه، مدیریت عدالتمحور فرهنگی، رهبری مؤثر در محیط چندفرهنگی و انسجام فرهنگی شد. نتایج نشان میدهد که معلمان و مدیران با بهرهگیری از ابعاد مختلف هوش فرهنگی و از طریق تنظیم شیوههای ارتباطی، بازاندیشی نگرشها، رعایت عدالت فرهنگی و ایجاد ساختارهای مشارکتمحور، توانستهاند تفاوتهای فرهنگی را از منبع تنش به فرصتی برای همدلی، همکاری و تقویت احساس تعلق تبدیل کنند. در مجموع، مدیریت مبتنی بر هوش فرهنگی چارچوبی عملی و اثربخش برای ارتقای کیفیت تعاملات و تحقق عدالت آموزشی در مدارس چندفرهنگی فراهم میکند.